قانونی که جلوی خشونت دین را نمیگیرد.
از فایل صوتی شماره ۷۲۵۵ بخش اول ۱۴۰۵/۰۲/۱

در این بخش، میتوانید گزیدهای از تدریسهای روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه بهطور مستمر تلاش کردهاند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنماندهاند.
– «وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَ آله نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ اَبْنَاءَنَا وَ اِخْوَانَنَا وَ اَعْمَامَنَا، مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ اِلَّا اِيمَاناً وَ تَسْلِيماً…».
خطبه ۵۵ نهجالبلاغه فیض الاسلام صفحه ۱۴۴ و صبحی صالح خطبه ۵۶، سیمای کارگزاران علی ابن ابیطالب امیرالمؤمنین جلد ۲ فصل ۱۶ صفحه ۴۴۲ است.
علی مرتضی میگوید: «ما همراه رسول خدا بودیم، پدران، فرزندان، برادران و عموهای خود را کشتیم. در این درگیریها به جز ایمان و تسلیم در برابر ما چیزی افزوده نمیشد». اعتراف سنگینی است برای شناخت دینی که پوستهاش رحمت است، مدخلش خشونت است. این اتهام به علی نمیچسبد، برای اینکه امیر بارها عملاً برائت خودش را از این باد هوا که نامش الله است اعلام کرده، میخواهد بگوید دین، پدر و مادر سرش نمیشود، بچه و برادر سرش نمیشود، به تو میگوید بکش، اگر نکشی حکم الله را اجرا نکردی، خودت باید کشته بشوی. قانون فرار از جنگ در زمان جنگ، این قانون در زمان جنگ اجرا میشود در عالم سیاست ولی در دین یک حکم عمومی است.
دیدی که در تدریس قبل طرف رفت رفیق خودش را کشت، رفیقی که یک عمری سر سفرهاش بود، او پولدار بود و این فقیر بود. برادرش گفت من را هم میکشی؟ گفت آره. گفت «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رسول الله»، با یک کلام کشته نمیشوی. کشتار خوب است یا بد است؟ در مظنه سیاست خوب است، ولی در دیانتی که در قرآن و حدیث و روایت در رحمانیت خدا هزاران سند دارد، این نمیخورد، این عدم تطابق است. دینی که در یک درس داشتیم گفت:مار را نکش (7202)، البته برعکس آن را هم داشتیم، دلش برای مار میسوزد ولی انسان را گردن بزن، اعدام کن، مهم نیست. آن مار برای ما ضرر ندارد ولی یک انسان میتواند فریاد بلند کند که همه چیز دروغ است، این ضرر دارد! حکم است دیگر باید اجرا بشود، حُکمُ الله است بی برو برگرد، جای چانه ندارد. هر جا میگردیم مصداقی پیدا کنیم یادم نمیآید که یک جایی پیغمبر شترش از سوراخ سوزن داخل نمیرود و بعد یک جا از دروازه نمیرود از سوراخ سوزن میرود، جاهایی که دین ژست انسان دوستی را گرفته! در یکی از درسها داشتیم یادت هست که گفت متأسفم برای دزدی که تخم مرغ میدزدد که من باید دستش را قطع کنم (5021). نمیگوید برای خدایی متأسفم که بشر را بی میل خودش به دنیا آورد، اموالش را مصادره کرد، «يا اَيُّهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ ﴿۱۵ فاطر﴾» بعد قول داد که اموالت پیش من است، «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ ﴿۲۲ذاریات﴾» هر وقت خواستی میدهم، «ادْعُونِي اَسْتَجِبْ لَكُمْ ﴿۶۰ غافر﴾». ببین کلیدها چقدر بغل هم قشنگ درمیآید! آنجا دست دزد را میزند بعد دلش هم برای او میسوزد. بعد اینجا میگوید بکشید.
پیغمبر فرمود: «النَّاسُ عَلی دینِ مُلوکهِمْ» مردم به دین شاهشان، حاکمشان هستند. حاکمشان خدایشان است. دو سه روز قبل خواندیم که وقتی پیغمبر در یک بازار گودال بکند و انبوهی از مردم را جلوی بقیه گردن بزند و در این چاله بیندازد (7252). خب چرا در بازار این کار را میکنی؟ ببین میگوید دیانت ما عین سیاست ماست همین است، برای رعب و وحشت! خب یواش ببر سرش را ببر. نه، باید مردم بترسند تا یک وقت علیه اسلام قیام نکنند. در بازار که شلوغترین جای شهر است سرهایشان را بزن. دین برای انسان آمده یا انسان برای دین؟ تکلیفش را روشن کن متشرع بی مخ! اسلام برای انسان آمده؟ خب اولویت انسان است، چرا انسان را برای اسلام میکشی؟ قرآن چه میگوید؟ «وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي ﴿۴۱ طه﴾» تو صنعت من هستی. انسان مستقیماً مطلوب و محبوب و منتخب خداست، بعد خدا دین میآورد که این انسان را به خودش نزدیک کند. خب تو که نزدیک کردی، «خَلَقْتُكَ لِاَجْلِي» تو را انتخاب کردم برای خودم. پس چه شد؟ چرا ما قربانی دین شدیم؟