ایران گنجی که برای تصاحبش تا امروز ملتش اسیرند.
از فایل صوتی شماره ۷۶۰۳ بخش دوازدهم ۱۴۰۵/۰۴/۱۹

در این بخش، میتوانید گزیدهای از تدریسهای روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه بهطور مستمر تلاش کردهاند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنماندهاند.
– «قَالَ النَّبِی: اِنَّ اللهَ اَعْطَانِي اللَّيْلَةَ كَنْزَيْنِ: كَنْزَ فَارِسَ وَ الرُّومِ، وَ اَمَدَّنِي بِالْمُلُوكِ مُلُوكِ».
📗مسند احمد حنبل جلد ٣٧ صفحه ٢۶ است.
چه افشاگریهایی است، ای سرزمین مظلوم ایران گریه کن بر حال خودت و ملتت.
خیلی دقت کن، ببین چرا در سند قبل گفت مسلمان باید مدام گریه کند، به خاطر این است.
پیامبر فرمود: خدا امشب دوتا گنج به من داد، یک گنج فارس (یعنی ایران) و یک گنج رم (یعنی کشورهایی که از امپراتوری رم ما گرفتیم) و با پادشاهان مرا یاری کرد «قَالَ النَّبِی: اِنَّ اللهَ اَعْطَانِي اللَّيْلَةَ كَنْزَيْنِ: كَنْزَ فَارِسَ وَ الرُّومِ».
پس ایران گنج اعراب است، پس برای هدایت ایرانیها نیامدند، پس برای به بهشت بردن ایرانیها نیامدند، برای خلاصی از جهنم نیامدند، ایران گنج است و گنج را باید تصاحب کرد. گنج یعنی خاک، زیر خاک و روی خاک. گنج یعنی زنهای خوشگل. گنج یعنی پول. این را بگذار کنار مباحثهای که رئیس ارتش اعراب با رستم فرخزاد کرد، گفت: کشور ما کویر است ما فقیر هستیم، کشور شما حاصلخیز است.
درست مانند حرفی است که معاویه وقتی امیرالمومنین را شکست داد آمد روی منبر امیرالمومنین در مسجد کوفه رو کرد به شیعیان امیرالمومنین، که زیر منبرش هم امام حسن و امام حسین بودند گفت من نیامدم برای دین بلکه آمدم حکومت کنم، خلاصهٔ دین حکومت است، بعد هم یزید پسر این معاویه شعر گفت، سر بریده ابی عبدالله را که وارد کردند آنچه که در درونش بود ریخت بیرون؛ «لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلَا خَبَرٌ جاءَ وَ لَا وَحْىٌ نَزَلْ».
پیغمبر مردم را به بازی گرفت، از آن بالای کوه غار حرا یک نگاه کرد مشرف بود بر مکه، دید همه اینها خر هستند، اینها حیوان وحشی هستند باید آنها را اهلی کرد. چطوری آنها را اهلی کرد؟ به نام خدا.
آیا اعراب از توحش به وسیله اسلام خارج شدند؟ قبل از اسلام به مناطق اطراف حمله میکردند میکشتند میخوردند میکردند، الان هم که الان است فرقی نکرده، آن موقع به نام بت و الان هم به نام الله!
خیلی حرف است؛ «خدا دوتا گنج به من داد». رستم فرخزاد به نمایندگی از ایرانی واقعی وطنپرست به مغیرة ابن شعبه سردار عمرالفاروق چه گفت؟ گفت: چرا جنگ کنیم؟ ندارید فقیر هستید ما به شما میدهیم. از اول این ایرانی بیچاره هر چه داشته به مردم میداده، بعد مالش را میخوردند و دستش را هم خرد میکردند. اموالش را میبردند بعد اعدامش هم میکردند. این است!
هر چه جلوتر میرویم یک برگ بیشتری از شناخت دین بر ما عرضه میشود و به وسیله اهل بیت، این خیلی مهم است، برای همین است که میگویم معصومین بی گناه بودند، به اینها نه بگویید کلاهبردار، نه بگویید شارلاتان، نه بگویید دزد، هر چه هست وحی است، وحی هم باد هواست.