داستان سرایی دینی، بهترین جاذبه برای بی بضاعتان فکری

عقل،در تشییع جنازه چه می‌گوید؟

از فایل صوتی شماره ۷۶۰۳ بخش نهم ۱۴۰۵/۰۴/۱۹

در این بخش، می‌توانید گزیده‌ای از تدریس‌های روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه به‌طور مستمر تلاش کرده‌اند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنمانده‌اند.

– «يَا اَبَا ذَر اِذَا تَبِعْتَ جِنَازَةً فَلْيَكُنْ عَقْلُكَ فِيهَا مَشْغُولاً بِالتَّفَكُّرِ».

کتاب مکارم الاخلاق جلد ۱ صفحه ۴۵۸، کتاب امالی شیخ طوسی جلد ۱ صفحه ۵۲۵ .

ای اباذر چون در تشییع جنازه‌ای شرکت کنی باید عقلت در آن باره مشغول تفکر باشد. بالاخره باز هم عقل، خودش را یک ذرّه نشان داد در انشائات وحی!
«يَا اَبَا ذَر اِذَا تَبِعْتَ جِنَازَةً فَلْيَكُنْ عَقْلُكَ فِيهَا مَشْغُولاً»، دنبال جنازه می‌روی به چه چیزی فکر می‌کنی؟ فکر مال عقل است، «أَ فَلَا تَشْعُرُونَ»، «أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ ﴿٢٤ محمد﴾»، «لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ {۲۱۹، ۲۶۶ بقره}». این جنازه را دارند می‌برند دفن کنند تا دیروز سر پا بود و روی زمین راه می‌رفت، مالک بود صاحب بود عزیز بود قوی بود، دارند می‌روند او را دفن کنند تو عقلت را به کار بینداز فکر کن. خب به چه فکر کنیم؟ به اینکه این صانع چه مستهزء است.

مستهزء، خودش است مسخره می‌کند در حالی که خودش مسخره است. خلق می‌کنی «کُنْ سَعِیداً کُنْ شَقِیّاً»، یک عده کم خوشبخت، یک عده زیاد بدبخت، بعد هم چند سال زندگی کند او را بفرستی درون خاک و دوباره خاکش کن. آیا عقل یک چنین خدایی را قبول می‌کند؟ بله؟ آیا نمی‌گوید این خدا فرمان داد تلاش کن؛ «لَيْسَ لِلْاِنْسَانِ اِلَّا مَا سَعَىٰ ﴿۳۹ نجم﴾»؟ آخر تلاش، مرگ است؟ آخر درس خواندن، مرگ است؟ آخر پولداری، مرگ است؟ آخر ازدواج، مرگ است؟ آخر لذت، مرگ است؟ این آقای ثروتمند چند سال عشق و حال کرده؟ در آن سال‌هایی که عشق و حال می‌کرده وانمود می‌شده، تو تصور می‌کردی، درون خانه‌اش چه خبر بوده، درون دلش چه خبر بوده؟ در خانه‌اش هم عشق و حال بوده یا درگیری بوده، دعوا بوده؟ در دلش عشق و حال بوده یا ترس و لرز و نگرانی و… بوده؟

عقلت را مشغول کن به فکر، «فَلْيَكُنْ عَقْلُكَ فِيهَا مَشْغُولاً بِالتَّفَكُّرِ». تفکر شعار دین است ولی ریشه دین را می‌زند. «تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِنْ عِبادَةِ سَبْعَیْنَ سَنَةً» یک ساعت فکر کنی برابر با هفتاد سال عبادت است. یعنی در یک ساعت که فکر کنی پته این خدا می‌رود روی آب، می‌فهمی که نه خدایی هست، نه ماورایی هست، هر چه هست همین، طبیعت مطلق است، تو را می‌آورد، دستور کار داری، آمدنت اجباری، کارت اجباری، از اول هم به تو گفته «اِنْ شَاءَ الله» تو نه، خواسته تو نه، من، «مَا شَاءَ اللهُ»، دسترنج تو نه، آنچه که من درست کردم، «لَا حَوْلَ وَ قُوَّةَ اِلَّا بِاللهِ»، نه زور داری، نه حرکت داری و نه قدرت، هر چه هست مال من است. در تشییع جنازه وقتش است که فکر کنی آیا این خدای موهوم به درد پرستش می‌خورد؟

بعد این میّت بدبخت را در قواعد دینی می‌بینند می‌شویند می‌شود اسمش غسل میّت. آخر یعنی چه؟ این بدن می‌خواهد متلاشی بشود برای چه آن را می‌شویی؟ به او سدر و کافور می‌مالد، بعد تلقین می‌کند، شب اول قبر محاکمه می‌شود آخر که چه؟ «که چه» این کارها را می‌کند که آن عقبه‌اش یعنی قیامت برای تو جا بیفتد، بگویی بله این انسان می‌ماند تا محاکمه شود. همه اینها اسباب و ابزار حاکمیت دین است، تا دم مردن هم تو را رها نمی‌کند روی سرت چنگک انداخته است.

غسل می‌دهد کفن می‌کند، هفت تکه! حالا مثلاً این با لباسش دفن بشود چه می‌شود؟ ها نه، چه می‌شود؟ باید قانون رعایت بشود، یعنی باید دین تمام زوایای زندگی انسان بدبخت را تصرف کند، نفَس ندارد بکشد، رأی نداشته باشد. تلقین کن، به میّت بگو خدای تو این است، پیغمبر تو این است. آن موقعی که زنده بود این به خدا و پیغمبر ایمان داشت؟ خدا و دین به این انسان بدبخت خدمتی کرد یا همیشه چوب لای چرخش گذاشت؟ همین الان در درس اول، آیه ۱۲۳ انعام را که برای شما خواندم، «اَكابِرَ مُجْرِمِيها» برایشان گذاشت که بزند خفه‌شان کند، نطُق آنها را بکشد.

تلقین می‌کند، بعد روی او خاک می‌ریزد. برای قبرش هم دستور می‌آید اینقدر بکَنید، چه چیزی روی او بریزید، بعد روی او سنگ می‌گذارند یعنی تمام شد، یعنی این آقا که تا دیروز صاحب همه چیز بود، الان هیچ چیزی ندارد، دیروز همه چیز داشت خدا داده بود، خدا از او گرفت، الان هم رفته در موهومات. دفنش کردی، حالا از اینجا به بعد باز دین داستان دارد رها که نمی‌کند، اطرافیان روی قبر بنشینند زود به خانه‌هایشان نروند برای اینکه عزیزشان وحشت می‌کند، یعنی می‌خواهد بگوید زنده است نمرده، کنار قبرش تا صبح چراغ روشن بگذارید قرآن بخوانید. تحکیم پایه‌های دین است!

روی قبرش آب بریز تا آب روی قبرش است عذاب نمی‌شود. ببین همه آنها سرگرمی است باید پیروش را یک طوری مشغول کند. شاخه درخت سبز بغلش بگذار یا در قبر بگذار تا این شاخه تر و تازه است عذاب نمی‌شود، بیرون قبر هم که سندش را داشتیم، چند روز قبل خواندیم.
بعد هم می‌خواهد عذاب بشود درب جهنم باز بشود، سند اینها را برای شما خواندیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا