این توصیفات، با چنین ترسیمی از خدا جور درنمیآید.
از فایل صوتی شماره ۷۲۷۸ بخش سوم ۱۴۰۵/۰۳/۰۵

در این بخش، میتوانید گزیدهای از تدریسهای روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه بهطور مستمر تلاش کردهاند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنماندهاند.
– «عَنْ جَابِرٍ عَنْ اَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ سَمِعْتُ يَقُولُ: اِنَّ مِنْ وَرَاءِ شَمْسِكُمْ هَذِهِ اَرْبَعِينَ عَيْنَ شَمْسٍ مَا بَيْنَ شَمْسٍ اِلَی شَمْسٍ اَرْبَعُونَ عَاماً فِيهَا خَلْقٌ كَثِيرٌ مَا يَعْلَمُونَ اَنَّ اللهَ خَلَقَ آدَمَ اَوْ لَمْ يَخْلُقْهُ وَ اِنَّ مِنْ وَرَاءِ قَمَرِكُمْ هَذَا اَرْبَعِينَ قَمَراً مَا بَيْنَ قَمَرٍ اِلَی قَمَرٍ مَسِيرَةُ اَرْبَعِينَ يَوْماً فِيهَا خَلْقٌ كَثِيرٌ مَا يَعْلَمُونَ اَنَّ اللهَ خَلَقَ آدَمَ اَوْ لَمْ يَخْلُقْهُ قَدْ اُلْهِمُوا كَمَا اُلْهِمَتِ اَلنَّحْلُ لَعْنةَ اَلْاَوَّلِ وَ اَلثَّانِي فِي كُلِّ وَقْتٍ مِنَ اَلْاَوْقَاتِ وَ قَدْ وُكِّلَ بِهِمْ مَلاَئِكَةٌ مَتَی مَا لَمْ يَلْعَنُوهُمَا عُذِّبُوا».
📚 کتاب بصائرالدرجات، کتاب بحارالانوار جلد ۲۷ صفحه ۴۵ حدیث ۶
جابر جعفی حواری امام باقر میگوید که همانا پشت خورشید چهل خورشید است که فاصله میان هر خورشید با خورشید دیگر چهل سال نوری است که در آنها خلق بسیاری است. یعنی الان در این خورشیدی که بالای سر توست موجود زندگی میکند، خورشیدی که جهنم است، که یک ذرّه با این فاصله زیاد جلویش مینشینی میخوابی پوستت سیاه میشود، نگاهش کنی چشمت کور میشود. «که در آنها خلق بسیاری است»، حالا این را دقت کن، وقتی میگویم کره زمین اصلاً پیدا نیست چطور میگویی این خدا برای این کره زمین نماینده فرستاده، این است!
نمیدانند خداوند آدم را خلق نموده یا نه. چه میشناسند، محل سکونت آدم که کره زمین است را نمیشناسند اینقدر کوچک است، آن وقت آدم را بشناسند؟
و پشت ماه شما چهل ماه است، فاصله میان هر ماه چهل روز است (منظور زمان نوری) که در آنها خلق بسیاری است و نمیدانند خداوند آدمی آفریده یا نه و به آنها الهام میشود همان گونه که به زنبور الهام میشود و در هر زمانی اولی و دومی را لعنت میکنند، به تحقیق که خداوند ملائکهای بر آنها موکل نموده که هر گاه آن دو را لعنت نکنند عذاب میکنند. این چقدر جالب است، ببین! این عظمت صانع است دیگر، یا باید انکار کنیم عظمت بی نهایت چنین خدایی را که چنین ترسیمی پیغمبر و اسلام و اهل بیت از او کرده یا باید بگوییم اینها دروغ است، یا اینکه محتاج صدقه است تو به فقیر پول میدهی دستت را ببوس چون خدا دستش را دراز کرده آن پول را گرفته به فقیر داده دستت خورده به دست خدا ببوس، این در انشائات دینی است. خدا خزانهاش ته کشیده، «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً ﴿۲۴۵ بقره﴾». چه کسی به خدا قرض میدهد؟
ای خاک بر سرت متشرع، دنبال چه دینی هستی! آن خدای با آن عظمت با آن آفریدهها در قرآن به مردم التماس میکند:
«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ ﴿۲۴۵ بقره﴾» به خدا قرض نمیدهید؟ بعد این خدا هر شب میآید بالای فضای زمین میگوید: ای آنهایی که با گناه از من دور شدید برگردید. این هم التماس است؛ «هَلْ مِنْ تَائِبٍ یَتُوبُ». همه اینها اسنادی است که در دایرةالمعارف جمع کردیم. بعد این خدا میآید جلوی نمازخوان میایستد نگاهش میکند ببیند این نمازخوان خجالت نمیکشد که در حین نماز که دارد با او حرف میزند دست در جیبش است، فکرش این طرف و آن طرف است؟
بله، یادت باشد به این دلایل خدای ادیان و مذاهب ساختگی است. سند از این بهتر؟ از این سندها ما چند تا داریم؟ سند قبل هم که دیروز هفتاد هزار عالم، آن دیگر خیلی غوغا است، هفتاد هزار عالم!
«اِنَّ مِنْ وَرَاءِ شَمْسِكُمْ هَذِهِ اَرْبَعِينَ عَيْنَ شَمْسٍ مَا بَيْنَ شَمْسٍ اِلَی شَمْسٍ اَرْبَعُونَ عَاماً فِيهَا خَلْقٌ كَثِيرٌ مَا يَعْلَمُونَ اَنَّ اللهَ خَلَقَ آدَمَ اَوْ لَمْ يَخْلُقْهُ». پیغمبر معراج کرد دیگر، بله؟ وحی میگوید، عقل رد میکند. به چه دلیل عقل رد میکند؟ دلایل از خود دین است. وقتی که میگوید هفتاد هزار عالم هست، بعد این هفت طبقه آسمان کجای این عالم قرار دارد؟ چون عالم خیلی گستردهتر از هفت طبقه آسمان است، هفت طبقه آسمان در عالم اول است، هفتاد هزار عالم است، پیغمبر کجا رفته؟ بنده خدا خواب دیده! بعد اگر انکار کنی دین میگوید باید اعدامت کنند چون مرتد شدی. چرا مرتد شدی؟ چون عقل آمده چشمت را باز کرده میگوید این با این میخواند؟ ترازو دست تو! بعد در این عالم اول، خدای این آفرینش نشسته که پیغمبر به زیارتش رفته. در عالم اول!
گفت: اینها اصلاً نمیدانند آدم هست یا نه، بعد گفت که اینها ذکرشان شعارشان این است که مرگ و لعن بر ابوبکر و عمر. کره زمین را نمیشناسد، مردم را نمیشناسد، عمر و ابوبکر را میشناسد. ببین چقدر قشنگ است! اینها ساخته اهل بیت نیست بلکه ساخته آنهایی است که دیگ غذایشان به وسیله این کلمات این جملات به عمل میآید.
بعد امام باقر که گفت: پشت این خورشید چهل تا خورشید است و فاصله هر خورشید هم چهل سال نوری است، پشت ماه، چهل تا ماه است میگوید که اینها آدم را نمیشناسند، اما در هر زمانی اولی و دومی را لعن میکنند. این اولی و دومی اسم خاص ابوبکر و عمر است، چون آن موقع اکثریت قاطع با آنها بود، الان هم که هست، حکومت دست آنها بود، خب اگر اینها را میگفتند، اعدامشان میکردند.
و به تحقیق که خداوند ملائکهای بر آنها موکل نموده، هر گاه آن دو تن را لعنت نکنند عذابشان نماید، یعنی هیچ فیلمسازی میتواند اینطوری فیلمهای تخیلی درست کند؟ تمامش معارض است.
«قَدْ اُلْهِمُوا كَمَا اُلْهِمَتِ اَلنَّحْلُ لَعْنةَ اَلْاَوَّلِ وَ اَلثَّانِي». در زیارت عاشورا میخوانید، زیارت عاشورا هم تقیه است؛ «اَللّهُمَّ الْعَنِ الاَوَّلَ وَ الثّانِىَ وَ الثّالِثَ وَ الرّابِعَ و یَزیدَ…» ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و یزید. بله!
«…. وَ قَدْ وُكِّلَ بِهِمْ مَلاَئِكَةٌ مَتَی مَا لَمْ يَلْعَنُوهُمَا عُذِّبُوا»، هر وقت یادشان میرود که لعن کنند عذاب میشوند.
میدانی اینها صافکاری یک چیز دیگر است، چون غدیر را از اهل بیت گرفتند و شدند یک آدم معمولی، اینها را میگویند که یک عده شیعه را جمع کنند، بگویند این آدم معمولی نیست. بعد یادت هست یک حدیث از منابع اهل سنّت خواندیم، محمد ابن حنفیه گفت که آدم خوب کیست؟ گفت: ابوبکر. گفت بعدش؟ گفت عمر. گفت بعدش؟ گفت عثمان. گفت بعدش؟ پدرش چیزی نگفت. محمد ابن حنفیه گفت: من خیال کردم بعدش میگویی من هستم. علی گفت من یکی از رعایای اسلام هستم (7218). آن کجا این کجا!