اگر باسواد بود دچار خیانت کُتّاب نمیشد.
از فایل صوتی شماره ۷۲۶۴ بخش سوم ۱۴۰۵/۰۲/۱۵

در این بخش، میتوانید گزیدهای از تدریسهای روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه بهطور مستمر تلاش کردهاند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنماندهاند.
«جَعْفَرِ ابْنِ مُحَمَّدٍ الصُّوفِيِّ قَالَ سَأَلْتُ اَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ ابْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا علیه السلام وَ قُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ لِمَ سُمِّيَ النَّبِيُّ الْاُمِّيَّ قَالَ مَا يَقُولُ النَّاسُ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَزْعُمُونَ اَنَّه سُمِّيَ النَّبِيُّ الْاُمِّيَّ لِاَنَّهُلَمْ يَكْتُبْ فَقَالَ علیه السَّلام كَذَبُوا عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللهِ اَنَّى يَكُونُ ذَلِكَ وَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ {هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْاُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ} ….. ﴿ لِتُنْذِرَ اُمَّ الْقُرى ….﴾».
کتاب بصائرالدرجات در تفسیر آیه ۲ سوره جمعه، کتاب علل الشرایع جلد ۱ صفحه ۱۲۴ حدیث ۱، کتاب معانی الاخبار صفحه ۵۳ حدیث ۶، کتاب الاختصاص صفحه ۲۶۳، کتاب المناقب جلد ۱ صفحه ۱۹۹، کتاب تفسیر صافی جلد ۲ صفحه ۲۴۲، کتاب بحارالانوار جلد ۱۶ صفحه ۱۳۲ حدیث ۷۰، کتاب تفسیر نورالثقلین جلد ۲ صفحه ۷۸ حدیث ۲۸۹ و جلد ۵ صفحه ۳۲۲ حدیث ۱۷، است.
جعفر ابن محمد الصوفی از حواریون امام محمد تقی الجواد درود بر او، میگوید: پرسیدم چرا پیامبر را امّی نامیدند؟ فرمود: مردم چه میگویند؟ در پرانتز، اهل سنّت؛ عرض کردم: میگویند زیرا قادر نبود چیزی بنویسد. طبق معانی در کتب لغت. فرمود: خلاف واقع گفتند، خداوند آنها را از درگاه رحمت خود براند. یابن رسول الله مگر رحمتی دارد که بخواهد براند؟ پدربزرگ شما میگوید: دنبال رحمت نگرد نیست، به حواریش میگوید، حالا شما میخواهی نفرین کنی میگویی خداوند آنها را از درگاه رحمت خود براند؟
چگونه ممکن است در حالی که خداوند در کتاب محکم خود میگوید اوست خدایی که در میان عرب امّی پیامبری از خود آنها برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خود را تلاوت کند و آنها را از آلودگی جهل و اخلاق زشت پاکسازی کند و به آنها قرآن و حکمت بیاموزد. سوره جمعه آیه ۲ است. آیهاش چیست؟ «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْاُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»، این آیه است. امام جواد دارد از جدش دفاع میکند. اینها گفتند بی سواد است، معروف هم هست که پیغمبر نه میخواند و نه مینوشت (6427). امام جواد لعنتشان میکند، از درگاه رحمت دور شدن یعنی همین، یعنی «اَلدُّنْيَا مَلْعُونٌ». رحمت عصاره اسماءالحسنی است، لعنت هم عصاره سوءالقضا است.
به خدا قسم که رسولش به هفتاد و دو زبان میخوانده و مینوشته.
شد همان ماه، دو نصف شد و نصفش پشت همین کوه افتاد، من خودم دیدم پشت همینکوه است، مانند موشک صدا هم داد.
دقیقاً به اندازه هفتاد و دو واحد اسم اعظم که پیامبر دارد (7262)، که در جلسه قبل از روی همین تاریخ، از روی همین اسناد و مدارک اثبات کردم که پیغمبر هیچ چیزی نداشت، اگر داشت اینطوری مظلومانه کشته نمیشد، بیآبرو نمیشد، که یارو طبیب یونانی از آنجا بیاید. آخر چطوری خبر رسیده؟ مدینه کجا یونان کجا، که بیاید بگوید پیغمبر شما خل و چل است!
به هفتاد و دو زبان صحبت میکرد. امام جواد دوستت دارم، عشق من، من به شما ایراد ندارم، من به اسلام ایراد دارم، همه اینها شاخ و برگش است. شما بفرمایید که در عصر شما در کل کره زمین آیا هفتاد و سه زبان وجود داشت؟
از این رو اُمّی نامیده شد چون از اهل مکه بود که نامهای متعددی دارد و یک نام آن امالقری است، چنان که خدا در قرآن میگوید «لِتُنذِرَ اُمَّ الْقُرَىٰ ﴿٧ شوری﴾». این سر چهارراه را باید آدرسش را بدهیم تا دشمن بمبارانش کند، چون ایرانی هر چه بدبختی دارد از همین سر چهارراه است. پیامبر سواد داشت؟ بله؟ آدم خجالت میکشد این مستندات را بگوید. در صلح حدیبیه، درسش را یادت هست؟ پیمان با قریشیان، مکیان و مشرکین میبست، گفت بنویس «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ»، اعتراض کردند گفتند «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ» چه صیغهای است؟ اگر الله است، من هم قبولش دارم. اصلاً دعوا سر الله که نیست بلکه سر رحمان و رحیم است. چراغ سبز؛ میخواهی به بهشت بروی؟ برو جلو کشته بشو، بهشت، رحمان و رحیم.
گفت: بنویس «بِاسْمِكَ اَللَّهُمَّ» به نام تو ای الله (7214).
خب حالا چه شد؟ پیغمبر گفت: علی، راست میگویند، پاکش کن. علی گفت من جرأت نمیکنم، من رحمان و رحیم را پاک نمیکنم. دقیقاً دقت کن، پیغمبر گفت: جایش را نشان من بده تا من پاک کنم. علی زیر بار حذف رحمان و رحیم نرفت، پیغمبر از روی اجبار گفت پاکش میکنم، جایش را نشان بده! آیا این ننگ را چه کار کنیم؟ هفتاد و دو تا زبان بلد است؟ جلوی بزرگان مکه آبرو برایش ماند؟ علی جایش را نشانم بده تا من پاکش کنم! بعد هفت تا کاتب میخواهد؟ اصلاً ذرّه ذرّه نگاه میکنی خنجرهایی است که به بدنت رفته و طی دهها سال داری یکی یکی آنها را بیرون میکشی. آن سیصد و خردهای زخمی که به بدن ابی عبدالله خورد از روی همین دین بود، به پیروانش شمشیر، نیزه، تیر، سنگ، چوب داد تا فرو کنند. کسی که سواددارد بخواند و بنویسد، زمام وحی را میدهد دست هفت نفر که هر کس برای خودش یک چیزی بنویسد؟ که حضرت آقای معاویه روی منبر بگوید: ای مردم من کاتب پیغمبر بودم، پیغمبر سواد نداشت نه بخواند و نه بنویسد، من اگر میخواستم به پیغمبر خیانت کنم میتوانستم هر چه میخواهم بنویسم! هفتاد و دوتا زبان بلد است؟ بله؟ حالا جناب آقای معاویه رَضِی اللهُ عَنْهُ این کارها را نکرد؟ هر چه دلش میخواهد بنویسد، نکرد؟! پس این چهارصد تا آیه در شأن علی ابن ابیطالب که امام صادق میگوید حذفش کردند، چه کسی کرده؟ آیا باد هوا حذف کرد؟ معاویه حذف کرد که هر کس طرفدار علی بود گفت بکشید، مالش مصادره است، زنش را بکنید. در آن ویراستاران قرآن که بعد از شهادت نبوی جمع شدند، معاویه نبود؟ نه؟ معاویه جزء مغزهای متفکر اصحاب پیغمبر نبود؟ اگر نبود پس چطوری علی مرتضی را از آن بالا زد زمین؟ چطور چهل سال حکومت کرد، بعد علی چهار سال حکومت کرد؟ پس عقل داشت.
نمیدانم چه میگوییم، کجا میرویم. خب پس پیغمبر سواد خواندن نداشت. حالا یک سری برویم به روز اول بعثت، به غار حرا برویم. پیغمبر اگر سواد داشت جبرائیل کتاب وحی را نشانش میداد و میگفت بخوان، «اُتْلُ، اِقْرَأْ». چرا نگفت؟ چه گفت؟ «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿١﴾ علق» بخوان! کتاب جلویش بود؟ نه. چه چیزی را بخواند؟ مستندات خودشان است، پیغمبر گیج شد، چیزی که خودش تعریف کرد، آمد به خدیجه گفت، دوباره گفت، جبرائیل تکرار کرد. پیغمبر گفت چه بخوانم؟ خوب گوش کن! این «چه بخوانم» در متن تاریخ اسلام است. من که سواد ندارم! دوباره به او گفت «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿١﴾ خَلَقَ الْاِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْاَكْرَمُ ﴿٣﴾ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿۴﴾ علق». اگر کتاب جلویش میگذاشتند و سواد داشت خیلی راحت تبلیغ میکرد، دلش محکم میشد، دیگر نمیآمد به خدیجه بگوید: خدیجه یک حال بدی به من دست داد، یک چیزی شنیدم، که خدیجه دستش را بگیرد ببرد پیش ریش سفید مکه و بگوید محمد میگوید اینها را در غار حرا شنیدم، بعد او میگوید که خب من چیزی سرم نمیشود، او را ببر پیش فلان آخوند یهودی خیلی سواد دارد، از او بپرس که به این چه شده. این متن است که پیغمبر میگوید: خدیجه نکند من دیوانه شدم؟ عه عجب! اگر کتاب جلویش بود یقین نداشت که یک چیزواقعی است نه ذهنیت است؟ جبرائیل آمد دید؟ کجا در اسناد دینی نوشتهاند که جبرائیل آمد به قیافه یک انسان (دحیة ابن خلیفه کلبی) متجلی شد و گفت پیغمبر «اقْرَأْ»؟
«سَأَلْتُ اَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ ابْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا وَ قُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ لِمَ سُمِّيَ النَّبِيُّ الْاُمِّيَّ قَال مَا يَقُولُ النَّاسُ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَزْعُمُونَ اَنَّه سُمِّيَ النَّبِيُّ الْاُمِّيَّ لِاَنَّهُ لَمْ يَكْتُبْ».
باز اینجا یک گریزی به یادم آمد. امام جواد چه میگوید؟ او سوال میکند پیغمبر بی سواد بود، میگوید: نظر مردم چیست؟ ببین چقدر سیاستمدار هستند، میخواهد ببیند مظنهٔ ترسیم نبوت در السنهٔ مردم کوچه و بازار چیست! آیا ایمان آوردند یا نه؟ آیا این که فرمود که مردم نظرشان چیست، مردم، مردم مسیحی و یهودی بود؟ مشرک و زرتشت بود؟ نه، مسلمانها. یعنی شناخت مسلمانها از پیغمبرشان اینقدر است! چه؟ «مَا يَقُولُ النَّاسُ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَزْعُمُونَ اَنَّه سُمِّيَ النَّبِيُّ الْاُمِّيَّ لِاَنَّهُ لَمْ يَكْتُبْ فَقَالَ كَذَبُوا عَلَيْهِمْ». امام جواد جانم، این مردم از کجا تغدیه فکری شدند که پیغمبر را شناختند در این حد که بیسواد است؟ آیا تحت تأثیر رسانههای خارجی قرار گرفتند؟ اینها طرفداران پیغمبر نیستند؟ چرا عقیده آنها این است؟ «فَقَالَ كَذَبُوا عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللهِ» طرفداران پیغمبر را لعنت کرد.
«اَنَّى يَكُونُ ذَلِكَ وَ اللهُ يَقُولُ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ {هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْاُمِّيِّينَ رَسُولاً}». الله، خودش را معرفی میکند: کسی است که مبعوث کرد در بین بی سوادها رسولی را. دوباره یک گریز یادم افتاد، در آن سند یادت هست که پیغمبر گفت من بیسواد بودم و همه هم بیسواد بودند (6427)؟ در آن سورهای که پیغمبر خودش را معرفی میکند میگوید فقیر بودم غنیام کردی، گمراه بودم راهنماییم کردی. آیا آنجا آمده بی سواد بودم باسوادم کردی؟ آیا بوده؟ من الان یادم نیست، ولی میدانم، مطمئنم نبود، که من جاهل بودم عالمم کردی، این نیست.
«آن خدایی است که در بین بی سوادها رسولی را انتخاب کرد از خودشان» یعنی از جامعه بی سواد، «تلاوت کند بر اینها آیات خدا را». آیاتخدا چیست؟ وعدههای توخالی، «ادْعُونِي، وَ لَا اَسْتَجِبْ لَكُمْ» تو بخوان، من که جوابت را نمیدهم. ای ملت ایران شما از درد نداری و فقر و خرابی اقتصاد و نابودی کشور بنالید به خدا بگویید. کجاست گوش شنوا؟ اصلاً خدا که باد هواست، گوش دارد؟ برای همین مردم بدبخت هستند. متشرع فقیر داریم که نردبانش نرسیده برود پیش خدا و تأمین کند از مسیر «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ ﴿۲۲ ذاریات﴾»، او میخواهد از دین دفاع کند، چه میگوید؟ میگوید که عیبی ندارد، این دو سه روز تمام شود به بهشت میرویم. خانهسازی در آسمان، در هوا.
مریض هستیم، عیب ندارد گناهانمان ریخته میشود. اینقدر خر است که نمیآید بگوید قرآن گفته «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ ﴿۸۲ اسرا﴾»، قرآن میگوید من داروخانه هستم، من بیمارستان هستم، من جرّاح هستم، من طبیب هستم، ای بدبخت! یک چیزی اینجا بگویم، باز گریز رفتم، میگویند که امام زمان مهدی موعود وقتی که تشریف میآورند بعضیها را از قبر درمیآورند و آنها را محاکمه میکنند. حالا آنها میگویند که جناب ابوبکر صدیق رَضِی اللهُ عَنْهُ است، جناب عمر الفاروق رَضِی اللهُ عَنْهُ است، عُلیا حضرت ملکه عایشه امالمومنین رَضِی اللهُ عَنْهَا است. ولی خیلی مسئله بالاتر است، اینها از خودشان فرهنگ بر جای گذاشتند، مهدی میآید با فرهنگ کهنهٔ زخمی نابود شدهٔ دریده شدهٔ متعفن به نام دین مبارزه کند، به ابوبکر و عثمان چه کار دارد، اصلاً در شأن او نیست. که چه! ابوبکر را بیایی محاکمه کنی و بعد بزنی او را بکشی، اصلاً خندهدار نیست؟ این کارها برای الله خندهدار است نه برای مهدی موعود! یعنی تفکری را نابود میکند که ملت را عمری سر کار گذاشته و آنها را چاپیده.
«{يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِه}» یعنی پیغمبر برای بی سوادها آیه میخواند. آیه یعنی نشانه، نشانهٔ خدا. نشانهٔ خدا چیست؟ «أَ مَّن یُجیبُ المُضطَرَّ اِذَا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ ﴿۶۲ نمل﴾» این نشانه خداست. «ادْعُونِي اَسْتَجِبْ لَكُمْ ﴿۶۰ غافر﴾»، «وَ اِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی فَاِنِّی قَرِیبٌ اُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ اِذَا دَعَانِ ﴿۱۸۶ بقره﴾»، «يا اَيُّهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَى اللهِ وَ اللهُ هُوَ الْغَنِيُّ ﴿۱۵ فاطر﴾»، «وَ اَنْكِحُواالْاَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ اِمَائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ الله مِنْ فَضْلِهِ ﴿۳۲ نور﴾»، اینها آیات خداست، یعنی طبق این نشانهها خدا واقعیت دارد. «اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ﴿۹ حجر﴾» ما ذکر را حفظ میکنیم. میگویند ذکر یا قرآن است یا پیغمبر است یا امام است، در مستندات دینی است. «اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ﴿۹ حجر﴾» قرآن را دادیم حفظش کردیم. از چه حفظش کردی؟ آن شبی که بزرگان قوم ریخته بودند سر این کتاب و به میل خودشان کم و زیاد میکردند، تو کجا بودی؟ ای آیه که نشانه خدا هستی، کجا بودی؟ با این آیات، علی ابن ابیطالب که پیغمبر وقتی میخواهد او را معرفی کند میگوید «اَنَا مَدِينَةُ اَلْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا». گرچه از اینها معاویه برای خنثی سازی عظمت علی درست کرد برای خلفای بزرگوار؛ عمرالفاروق، ابوبکر صدیق، عثمان ابن عفان کاتب، عایشه ام المومنین، همچنین بقیه، خالد ابن ولید.
نشانهٔ شناخت خدا قرآن است. قرآنی که سوره حمد با «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ» شروع میشود و دوباره تکرار میکند «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱ حمد﴾» این خدا در قرآن اینطوری معرفی میشود: مکار، مغوی، مفتن، رامی، قاتل، مستهزء، و چیزهای دیگر. آیا با این آیات میخواهید مردم را هدایت کنید؟ بله میتوانی، آن بیسوادها را میتوانی، اما الان دیگر نه!
بنده به برکت یازده سال زندان از خواب بیدار شدم، یازده سال بدون مرخصی، بدون درمان، بدون وکیل، این مردم هم امروز به وسیله فقر از خواب بیدار شدند، تیراژشان هم خیلی زیاد است، بگذار یک پیچ بخورد خودش را نشان میدهد.
«{يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ}»، آیهاش «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ ﴿۸۲ اسرا﴾» است دیگر، نه؟ یعنی دلیل واقعیت الله. بعد آنجا یک سر بزن به تاریخ، مگر یارو نیامد به پیغمبر گفت نخواستیم، بیعت ما را پس بده. چرا؟ چون من دارم در تب میسوزم، تو میگویی «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ ﴿۸۲ اسرا﴾»؟ تو میگویی سوره حمد غوغا میکند؟ میگویی اگر به میت خواندی بلند شد نترس؟ تب من را خوب نمیکند (7248). این سندها خیلی جالب است، اینها همان زیرخاکیها است از رسول الله و جانشینانش.«{وَ يُزَكِّيهِمْ}» به وسیله این آیات مردم را پاک میکند. پاک کردن را ببین! داعش پاک شده، القاعده پاک شده، طالبان پاک شده، اینها پاک است، اصلاً فکر نکنی اینها جنایت میکنند، نه نه نه، اصلاً ابدا! اینها سر میبرند به نفع آن کسی است که سرش را بریدند. بابا قرآن دارد میگوید «عَسَی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم ﴿۲۱۶ بقره﴾ بدت میآید سرت را ببریم؟ خیر توست! این الفبای قرآن است، و با این قرآن میخواهد «{يُزَكِّيهِمْ}» آدم بسازد. «{وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ}» تعلیم بدهد به آنها کتاب. خب تعلیم داد دیگر، مرکز تعلیمات دینی، محراب و منبر است از زمان صدر اسلام تا حالا. این وضع مَعْرِفَةُ الله است که دارید میبینید.
از یک طرف میگوید که «لَا مُؤَثِّرَ فَی الوُجود اِلَّا هُو» همه کاره اوست، از یک طرف فقیر میشوی متشرع دنیاپرست میگوید که فقیر شدی؟ حتماً مال مردم را خوردی، حتماً یک گناهی کردی! سرطان گرفته دارد میمیرد، متشرع به احوالپرسی او میآید، یک ذره نمک هم روی زخمش میریزد میگوید که ببین چه کار کردی که سرطان گرفتی؟ بله!
«{وَ الْحِكْمَةَ}»، به به، به عرب سوسمارخورِ خرگوشخورِ ملخخور که شناسنامهاش این است؛ میخورد که قوی بشود تا به کشورها و شهرهای همسایه حمله کند، قوی میشود تا از زنانی که در خانه دارد؛ که اگر یادت باشد یکی از همانهایی که مسلمان شده بود گفت من در جاهلیت ده تا زن داشتم (7245). چرا ده تا؟ برای اینکه به نقاط مختلف حمله میکند و زنهای متنوع میبیند، هر زنی یک قیافهای دارد یک اندامی دارد، دوست دارد از هر قیافهای یک دانه داشته باشد، زن هم که اسباب و ابزار است برای اینکه آبش را بیاورد، همین، زن که آدم نیست، زن اگر انسان بود در دیدگاه شریعت مقدس به او نمیگفت برو زنا بده، «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾»، «وَ هَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ﴿۱۰ بلد﴾»، «اِنَّ النَّفْس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوء ﴿۵۳ یوسف﴾». انسان ضعیف آفریده شده، همه اینها را جمع میکند میرود زنا میکند. آن حدیث هم که گفت: زنا جزء گناهانی است که تقسیم شده، روزی مردم است (7021). خب این زن رفته زنا داده، حالا یا به خاطر پول یا به خاطر شهوت، یکی از این دو تا، میگوید او را بکن در اتاق و در را به روی او قفل کن، غذایش را از لای در بده. ننوشته بود برای شاشیدن از اتاق بیرونبیاید، حتماً همان جا در اتاق هم بشاشد تا بمیرد، این زن است! بعد وقتی که قرار است که خوشگلهایش سوا بشود، بعد برای توجیهاش میگوید از دنیای شما سه چیز انتخاب کردم: نماز، زن و عطر، حکمت این است.