داستان سرایی دینی، بهترین جاذبه برای بی بضاعتان فکری

جمع‌ آوری قرآن، با خداست یا با کُتّاب وحی؟

از فایل صوتی شماره ۷۱۸۲ بخش نهم ۱۴۰۴/۱۰/۷

در این بخش، می‌توانید گزیده‌ای از تدریس‌های روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه به‌طور مستمر تلاش کرده‌اند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنمانده‌اند.

متن فایل صوتی:

📚کتاب صحیح بخاری [۴۹۲۷]، کتاب صحیح مسلم [۴۴۸].

عبدالله ابن عباس معرف حضورتان هست، راوی و محدث موثق برای شیعه و سنّی، تفسیر آیه را می‌گوید: «این فرموده خدا که می‌گوید «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ}» گفت هنگامی که جبرائیل با وحی بر پیامبر نازل می‌شد نبیّ مکرم زبان و لب‌هایش را به حرکت درمی‌آورد و این بر آن حضرت سخت می‌آمد، این سختی و فشار در پیامبر پیدا بود، از این رو خدا این آیه را فرستاد «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}» شتابان زبان به خواندن آن مجُنبان. یعنی تا آن را یاد بگیری»، یعنی ما یک چیزی به تو فرستادیم، تو اول باید یاد بگیری! این «یاد گرفتن» چیست؟ اینها ریزه‌کاری‌های دین است‌.

ببینم متن چه می‌گوید؛ «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، فِي قَوْلِهِ: {لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ} [القيامة: ١۶] قَالَ: «كَانَ النَّبِيُّ اِذَا نَزَلَ عَلَيْهِ جِبْرِيلُ بِالْوَحْيِ كَانَ مِمَّا يُحَرِّكُ بِهِ لِسَانَهُ وَ شَفَتَيْهِ فَيَشْتَدُّ عَلَيْهِ، فَكَانَ ذَلِكَ يُعْرَفُ مِنْهُ». ببین اینجا یک پرانتز خیلی مهم دارد! می‌گوید که «پیغمبر وقتی می‌فهمید که وحی است که زبان و لب و فک و دهانش تکان بخورد». چه شد؟ وحی از گوش می‌آید یا از دهان می‌آید؟! فکر نمی‌کنی که پیغمبر یک چیزی دارد می‌گوید؟ یک چیزی به فکرش رسیده دارد تلقین می‌کند، تکرار می‌کند؟ بعد فکر نمی‌کنید که این آیه این کار پیغمبر را توبیخ می‌کند؟ «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ}»!

اینجا چه گفت؟ گفت: وقتی جبرائیل وحی می‌دهد «كَانَ مِمَّا يُحَرِّكُ بِهِ لِسَانَهُ» زبانش تکان می‌خورد، «وَ شَفَتَيْهِ» لبهایش، «فَيَشْتَدُّ عَلَيْهِ» شدت می‌گرفت. یعنی مدام زبانش تکان می‌خورد، مدام فکش تکان می‌خورد و دهانش باز و بسته می‌شد. «فَكَانَ ذَلِكَ يُعْرَفُ مِنْهُ فَاَنْزَلَ اللهُ»، وقتی اینطوری می‌شد می‌فهمید وحی نازل شده است. خوب دقت کن! چه کسی با خودش حرف می‌زند؟ کسی که یک چیزی به ذهنش رسیده است. دیدی بعضی‌ها با خودشان حرف می‌زنند؟ به ذهنش یک چیزی یک فکری رسیده و دارد با خودش حرف می‌زند که این کار را بکنم نکنم، آنجا بروم نروم؟ حالا می‌گوید: وقتی که جبرائیل به او وحی می‌رساند «كَانَ مِمَّا يُحَرِّكُ بِهِ لِسَانَهُ» نبیّ خدا زبان و لب‌هایش را به حرکت درمی‌آورد و این بر آن حضرت سخت می‌آمد. برای چه سخت می‌آمد؟ مگر الهام، موثق نیست؟

این سختی و فشار در پیامبر پیدا بود، از این رو خدا این آیه را فرستاد: «﴿لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ﴾» زبانت را بیخود تکان نده! گوش بده! «لِتَعْجَلَ بِهِ». یعنی چه؟ یعنی تا ما به تو نگفتیم، بیخود ادای وحی را درنیاور! این متن است دیگر، بله؟ این سندِ این کتابِ چهار پنجم مسلمین جهان است، شیعه یک پنجم است و آنها چهار پنجم هستند. تو چه می‌گویی؟ حرمت امامزاده را متولی باید داشته باشد. امامزاده، کیست؟ دین. متولی کیست؟ علمای دین. علمای دین تقسیم می‌شوند، چهار قسمتش آن طرف است و یک قسمتش این طرف است، پس آنها هیچ وقت نمی‌خواهند چیزی بگویند که حرمت این امامزاده از بین برود.

خدا محکومش کرد توبیخش کرد؛ «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ}»، آیا این توبیخ نیست؟ تو با یک نفر داری صحبت می‌کنی، او حرف زور می‌زند، تو می‌گویی حرف نزن، لاتی هم می‌خواهی بگویی، می‌گویی زر نزن، دهانت را ببند! «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}» تو عجله داری؟ عجله داری یعنی چه؟ یعنی ما هنوز نگفتیم، تو داری می‌گویی؟ معنای این آیه چیست؟ آیا آیه سلیس و روان و شفاف نیست؟ قرآن نمی‌گوید «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ ﴿۱۷ قمر﴾» قرآن را آسان کردیم برای تذکر دادن؟ یعنی برای خواندن. خیلی معانی در آن هست‌! «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}».

حالا اینجا بامزه است، آیه بعد است: «{اِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ}» شتابان زبان به خواندن آن مجنبان (یعنی تا آن را یاد بگیرد) چرا که گردآوری و خواندن آن کار ماست. چه کسی آیات را گردآوری می‌کند؟ خدا گردآوری می‌کند؟ پس کُتّاب وحی چه کاره هستند؟ چه کسی آیات را جمع‌آوری می‌کند، «{اِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ}»؟ آیا جمع‌آوری آیات را کتّاب نمی‌کنند؟ این آیه مال آن سوره است، آن سوره این آیه را گفته؟ آیا خدا جمع می‌کند؟ نکند برعکس است، نکند هرچه پیغمبر به فکرش می‌رسد، خدا آنها را جمع‌آوری می‌کند! از این آیه، تو غیر از این استنباط داری؟ «یعنی جمع قرآن و خواندنش بر عهدهٔ ماست». این توبه خیلی شدید است‌، دقت کن! می‌گوید: «تو پیش‌دستی کردی چیزی که ما نگفتیم را می‌گویی». بیان را دقت کن! «یعنی جمع قرآن و خواندنش بر عهدهٔ ماست»، یعنی ما هنوز نخواندیم، تو داری چه می‌گویی؟

«{فَاِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ}» پس هرگاه ما قرآن را خواندیم، تو خواندن آن را دنبال کن. این سه تا آیه را تو چه می‌گویی؟ ای مدعی دانش دینی، چه می‌گویی؟ یعنی از وحی چیزی باقی گذاشته؟ همین یک دانه سند!
ابن عباس می‌گوید: پس هرگاه ما قرآن را نازل کردیم به آن گوش فرا بده.
آیه بعد: «{ثُمَّ اِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ}»، شد چهار تا آیه. «گذشته از اینها، توضیح و بیان آن نیز بر ماست». چه شد؟ «﴿اِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ﴾» این دوتا. جمع‌آوری می‌کنیم و بیان می‌کنیم.

«{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ}» از خودت حرف نزن، «{اِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ}» بر عهده ماست به تو ربطی ندارد، ما جمع می‌کنیم می‌فرستیم. قرآنی که آیه آیه نازل شده، چطوری جمع شده؟ بفرمایید! حالا اینطوری توجیه را نگاه کن! بعد می‌گویند که قرآن دو جور نازل شده؛ یکی روز به روز، یکی یک دفعه. می‌گویند: در شب قدر ماه رمضان یک دفعه نازل شده، «اِنَّا اَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ﴿۱- قدر﴾» ما نازل کردیم آن را. «آن را» می‌گویند قرآن است در شب قدر!

خب چند تا آیه شد؟
۱- «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ}» نگو این حرف‌ها را، «{لَا تُحَرِّكْ}».
بعد چه؟
۲- «{اِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ}» بر عهده ماست جمعش کنیم و قرائتش کنیم. یعنی این قرائتی که تو می‌کنی مال ما نیست. اگر غیر از این می‌گویی و آیه به این روشنی را نقض می‌کنی رد می‌کنی، پس تو ماله‌کش هستی، ماستمالی می‌کنی. ماشین قراضهٔ دین ته درّهٔ تاریخ افتاده، تو می‌خواهی آن را با جرثقیل بیرون بیاوری و صافکاری کنی بفروشی. این شاسی‌اش از بین رفته تکان خورده، چطوری می‌خواهی در و پیکرش را درست کنی؟
همان مصداق شد: «خانه از پای بست ویران است!»
۳- «{فَاِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ}» قرآن می‌خواهی بخوانی؟ آنچه که ما گفتیم بخوان!

خیلی عجیب است‌، توبیخ به این روشنی! «پس هرگاه ما قرآن را خواندیم، تو خواندن آن را دنبال کن»! ابن عباس می‌گوید: پس هرگاه ما قرآن را نازل کردیم به آن گوش فرا  بده!
۴- «﴿ثُمَّ اِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ﴾» چهار تا آیه شد.
کانال نزول قرآن چه شد؟ اول پاکسازیش می‌کند «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ}»، جاده را هموار می‌کند. حالا هموار شد چه می‌شود؟ «ما جمعش می‌کنیم، آن را جمع‌آوری می‌کنیم و قرائتش می‌کنیم». پس خدا قاری قرآن است؟!

«{اِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ}»؟! بعد چه؟
ببین از چند کانال باید رد بشود، از چند تا ایست بازرسی باید رد بشود. «{فَاِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ}» آنچه که ما می‌گوییم.
حالا فهمیدی قرآن چرا اینقدر معارض هم دارد؟ فهمیدی؟! این افشاگری است، این افشاگری خدای الله است، می‌خواهد بگوید که اگر عقل داری می‌فهمیدی!
«توضیح و بیان آن بر ماست. پس هرگاه جبرائیل نزد رسول خدا می‌آمد آن حضرت سرش را پایین می‌انداخت، سپس وقتی که جبرئیل می‌رفت نبیّ خدا آن گونه که خداوند به ایشان وعده داده بود تلاوت می‌کرد».

این قسمت خیلی جالب است، خوب گوش کن! «هرگاه جبرائیل نزد رسول خدا می‌آمد آن حضرت سرش را پایین می‌انداخت»، آیا این علامت خجالت نیست؟ برای چه خجالت کشیده؟ چون توبیخ شده؛ «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ}». چرا توبیخ شده؟ برای اینکه خیلی از حرف‌هایی که پیغمبر‌ می‌زند، خدا می‌گوید حرف ما نیست. دقت کن، «پس هرگاه» یعنی بعد از این جریان، «پس هرگاه جبرائیل نزد رسول خدا می‌آمد آن حضرت سرش را پایین می‌انداخت از خجالت، سپس وقتی که جبرائیل می‌رفت نبیّ خدا آن گونه که خداوند به ایشان وعده داده بود تلاوت می‌کرد».
پس قبل از آن چه بود؟ خوب دقت کن دیگر، تحقیق یعنی همین! «سپس وقتی که جبرائیل می‌رفت نبیّ خدا آن گونه که خداوند به ایشان وعده داده بود تلاوت می‌کرد». یعنی بعد از توبیخ «{لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ}»!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا