اتحاد بین خدا و شیطان در آموزش اسلحهٔ جادو.
از فایل صوتی شماره ۷۳۷۵ بخش اول ۱۴۰۵/۰۸/۰۲

در این بخش، میتوانید گزیدهای از تدریسهای روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه بهطور مستمر تلاش کردهاند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنماندهاند.
– «وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما اُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ اَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا اِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ مَا هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ اَحَدٍ اِلَّا بِإِذْنِ اللهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لَا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ اَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ».
📗سوره بقره آیه ۱۰۲ است.
این آیه حاوی افشاگریهایی است در زمینه مدیریت سوء خدا بر بردگان زمین.
«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمانَ» مردم متابعت کردند از آنچه که شیاطین تلاوت کردهاند در حکومت سلیمان. «تَتْلُوا» میگوید؛ تلاوت. قرآن چه؟ «اُتْلُوا» تلاوت. این یک اتحاد بین شیطان و خداست که ادبیاتشان یکی است. سلیمان که میگویید بر باد احاطه دارد، بر ملَک و شیطان مسلط است، چطور ممکن است در حکومت او شیاطین بخواهند خلاف عقیده او عمل کنند؟ معارضات را میبینید؟ چینش لغات و کلمات نشانگر این است که یک کسانی مثل حضرت ابوبکر، حضرت عمر و حضرت عثمان نشستند جمع و جورش کردند منتها این دیگر نمیفهمد، این شیعه بدبخت که دم از علی میزند به او اجازه ندادند فکر کند، این اربابان محراب و منبر اجازه ندادند، گفتند فکر مال ماست، ما میخوانیم و روی محراب و منبر برای شما میگوییم، شما هم کار کنید پول بدهید.
قرآن میگوید شیاطین کارگرهای سلیمان بودند، وقتی شیاطین مُسخّرش سلیمان هستند، چگونه میتوانند در حاکمیت او گناه را جنایت را فساد را که نامش جادو است بگسترانند و القا کنند؟ این اصحاب جادو اینقدر قوی بودند که سلیمان را هم لرزاندند، برای همین خدای زمین از سلیمان دفاع میکند میگوید «وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ». آنقدر این سونامی سنگین بود که همه را احاطه کرد، حکومت سلیمان رفت تحت حاکمیت شیطان. عصمت کجاست؟ عصمت کارایی ندارد، فقط اسم است؛ عصمت خانم.
«وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا» معلوم است خب شیطان کافر است دیگر، این چه حرفی است که میزنی؟ آقای عثمان این چیست که در این کتاب جمع کردی؟ شیطان دشمن خداست، شما میگویید، در این کتاب نوشته؛ «وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا». عه! ماست خوردیم سفید بود، خب باید سفید باشد. چینش آیات نشان میدهد این کار مال آسمان که نیست مال زمین هم که اگر باشد مال آدمهای بی سواد است، دقیقاً درجه سواد مال هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل است، در بیابان دنبال سوسمار میرفتند سوسمار بگیرند بخورند، هنرشان جنگ و آدمکشی بود، بعد به اسلام انتقال دادند.
«يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ» این شیاطین چه کار میکردند که باعث کفر رعایای سلیمان ابن داوود میشدند؟ جادوگری را یاد دادند. جادو اسلحه از راه دور است، نامردی است، برو جلو در بدنش خنجر بکن لااقل میبیند قاتل کیست، ولی جادو میکند طرف تصادف میکند میافتد میمیرد. چه کسی کرد؟ معلوم نیست. قاتل کیست؟ معلوم نیست.
بعضیها میگویند ما قبول نداریم. قبول داشته باشی یا نداشته باشی این یک اسلحه غیبی است. حالا شیاطین بر مملکت سلیمان حاکم شدند، که قرآن اینقدر او را بالا برده که تماماً افسانه است، که نمیتواند رعایای خودش را کنترل کند، یک حکومت میتواند ملت خودش را کنترل کند اما سلیمان نمیتواند، اینجا میگوید بین شیطان و ملَک اتحاد شد. نگفتم خدا همان شیطان است؟
از همین قرآن باید پیدا کنیم به شرطی که سفسطه و مغلطه نباشد، از این شاخه به آن شاخه پریدن نباشد، عقل حاکم باشد نه زور، زور که آمد عقل میرود قایم میشود، چون عقل میگوید احتیاط کن.
حالا عقل من چرا به من نمیگوید احتیاط کن، به خاطر اینکه مافوق عقل یک چیزی است به نام جبر، او من را جلو انداخته، جبر پایان غیبت!
«يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ» معلم دانشگاه جادوگری شیاطین هستند، «وَ ما اُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ». دیدند این جادوگری حرفه سنگین و سختی است، یک تنه شیطانها نمیتوانند کار کنند گفتند ملَک هم بیاید کمک کند. ملَک رحمت است، خاک بر سر این ادبیات دینی، حالا شده ملَک عذاب! این آیه ببین چه کار میکند. اتحاد بین شیطان و ملک، «يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما اُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ» شهر بابل. بابل کجاست؟ این دو ملک هاروت و ماروت بود.
اینها افسانه است ولی واقعیت دارد، یعنی اجراییات دارد و داریم در همه خانهها میبینیم، جادو پدر مردم را درآورده، یک هنری هم هست که رسماً در فضای مجازی برایش تبلیغ میشود و کسی هم نمیآید یقه آنها را بگیرد، تبلیغ برای جادوگری، پول هنگفت هم میگیرند، به من گفتند تا پانصد ششصد میلیون هم میگیرند، این دین میگوید اینها را باید بکشید، میگوید جادوگر حکمش اعدام است. حالا آزادانه تبلیغ میکنند به صرف اینکه کارشان سیاسی نیست.
«وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ اَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا اِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ» هارت و ماروت آمدند گفتند ما میخواهیم شهرتان را به هم بریزیم؛ فتنه. فتنه یعنی چه؟ باز میگوید امتحان. بابا در ادبیات قرآن امتحان مستقلاً یک لغت است، مستقل است، نیاز به فتنه نیست که تو معنایش کنی امتحان. اگر به عنوان امتحان این واژه را در قرآن نداشتیم، بله تو بیا تفسیر کن سیاهنمایی کن وجدان کشی کن بگو که فتنه یعنی آزمایش، ولی آزمایش داریم. عاقل سرش کلاه نمیرود، روز زورآزمایی وحی است با عقل، فعلاً کتابت است و تعالیم و مباحثه و پشت سر، قیام مهدی موعود است.
میگوید تعلیم میدادند میگفتند ما فتنه هستیم، «فَلَا تَكْفُرْ» کافر نشو. دقیقاً مانند همان قانون الهی؛ «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾» فسق و فجور را الهام کرد آن گناه را کن. بعد یقهات را میگیرد چرا کردی؟ به او حد بزن، میرود جهنم! تمسخر خدای زمین بر اهل مظلوم زمین که دهها هزار سال است اسیر ادیان این خدا شدند. «اِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ»! بَه میشود؟ باز شد همان جریان کوسه و ریش پهن، ریشم میخارد یک شانه بدهید بخارانم، بابا تو که ریش نداری صاف صاف است. از خندهدارترین منطق دین همین است؛ «اِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ».
«خُلِقَ الْاِنْسَان ضَعِیفاً ﴿۲۸ نساء﴾» گناه نکن! شیطان پنج شش تا اعتبار دارد پوئن دارد امتیاز دارد اسلحه دارد به مردم شلیک میکند تو گناه نکن، داستان همین است.
«فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ». آموزه آنها چه بود؟ اختلاف خانوادگی، جدایی زن و مرد، طلاق، آوارگی بچهها، خودکشی بچههای زیر بیست سال و بچههای طلاق، فاسد شدن بچهها، دخترها زیر هجده سال میروند خودفروشی میکنند، اینها همان اتحاد فرشته و شیطان است که امروز به ما رسیده، این هم سندش در قرآن، میگوید اینقدر زور دارد. ببین چقدر جالب است، آدم یک ذرّه عقلش را به کار بیندازد میبیند که این وحی باد خالی است، از این طرف میآید میگوید «وَ مِنْ آيَاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ﴿۲۱ روم﴾» قانون ازدواج را معرفی میکند، میگوید از آیات لطف خدا آن است که بین دو زن و مرد غریبه را الفت ایجاد میکند تحت عنوان ازدواج. که نتیجهاش چه باشد؟ «لِتَسْكُنُوا اِلَيْهَا» مُسکن هم باشند. جادو مخرب میکند، مخرب همدیگر هستند.
«وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»، در ازدواج سه تا قانون است، پیوند زناشویی بر اساس این سه تاست:
➖تسکین هم هستند، مایه آرامش هم هستند.
➖همدیگر را دوست دارند در حد پرستش یعنی عشق.
➖برای همدیگر رحمت هستند، یعنی زحمت نیستند.
جادو برعکس میکند، رحمت را میکند زحمت، دوستی را میکند دشمنی، تسکین را میکند تخریب. این هدایای حضرت آقای خدای زمین است که به شیطان و فرشته گفت متحد بشوید علیه این مردم بدبخت بیچاره که به رغم میلشان از خاک تبدیل شدند به انسان و نمیدانند که در چنگال چه هیولایی گیر کردند به نام خدا، چه بازیگری است، فقط یک ذرّه عقل داشته باشی مشتش را باز میکنی. روز اول در بهشت زمین به آدم گفتند همه درختها مال تو یک درخت مال من، آن درخت عقل بود که آدم خورد، ولی به همه نرسید چون در برابرش وحی بود.
وحی قویتر از عقل است. چرا؟ چون وحی پشتوانه حکومتی دارد، عقل مظلوم است، عقل بی کس است، عقل گم است باید آن را پیدای کنی و قایم کنی، ولی وحی پر است. به تو وحی میرسد؛ «فَاَلْهَمَها فُجُورَها ﴿۸ شمس﴾» برو جنایت کن، آدم بکش، مال مردم را بخور. این جادو همه کار میکند ولی گل سرسبدش در اختلاف خانوادگی است. در عریضهاش مینویسد ما مشکل نداریم چرا به همدیگر میرسیم مثل سگ و گربه به هم میپریم؟ میگوید از هم دور هستیم خوب هستیم تلفنی عاشق هستیم به خانه میآییم دشمن هستیم، جادو است.
حالا بعضیها مدام ده تا اسم به من میدهند میگویند ببین کدام یکی از اینها جادو کرده، بابا دست بردار، مهم این است که جادو شدی، چه کسی کرده مهم نیست، این نکند او، او نکند این. بعدش اصل خلقت این سرزمین جادو است. مگر سازندهاش نگفت «اَلدُّنْيَا مَلْعُونٌ»؟ خب ملعون همان جادو است. لعنتی یعنی کسی که خوشبخت نیست، کسی که همیشه زمین میخورد، کسی که همیشه بدبخت است، با همه درمیافتد با خودش درمیافتد، جادو است. جادوی خدا را رها کردی یقه این و آن را چسبیدی؟
اینجا خیلی جالب است، ببین اینجا در تحقیق چند تا نکته مهم بود، یادت نرود!
اینها را یادداشت کن:
۱- یکی اینکه شیاطین آزادانه در حکومت سلیمان جادوگری را به مردم انتقال میدادند.
اصلاً خود سلیمان را جادو کردند. عه!
مگر نگفت؟ همین قرآن میگوید انگشترش از دستش به دریا افتاد، دیو و غول آن را برداشت از ته دریا آورد و در دست خودش کرد شد سلیمان، سلیمان شد برده او، این پردهبرداری از این است که سلیمان تحت تصرف شیطان است.
ببین داریم کم کم با تحقیق ائتلاف بین شیطان و خدا و یکی شدنشان را پیدا میکنیم، نه با اینکه من از حکومت بدم میآید، نه بابا حکومت چه گناهی کرده، بنشین تحقیق کن ببین خدا با تو چه کرده، حکومتها میآیند میروند، تکلیفت را با آن کسی که تو را به این دنیا آورده روشن کن، سوراخ دعا را گم کردی! مباحث ما تحقیقی است، ما نه سیاسی هستیم نه دشمن حکومت هستیم، هیچ، تازه به حکومت هم دعا میکنیم که ما را برد زندان آدم شدم، احمق بودم، سی و پنج سال دیوانه بودم اسیر وحی بودم، آمدم زندان و به شکرانه خدمات حکومت عاقل شدم، ناراحتی از حکومت که نداریم.
نکات مهم در این آیه: حاکمیت شیطان بر حکومت سلیمان. سلیمان حاکم نبود.
در یک آیه دیگر هم میگوید: سلیمان برای ساختمان کاخش از شیاطین استفاده میکرد بنّا بودند، اسم بنّا آمده. آن یک خدمت کوچکش است که برایش کاخ ساختند. جالب است در مُلک سلیمان شیطان خداست، سلیمان پیغمبر این خداست. تحقیق چقدر زیباست! داریم از همین قرآن ثابت میکنیم، نه از کتاب فیزیک ثابت میکنیم، نه از شیمی، نه از ریاضیات، نه مثلثات، هیچی، باید از این کتاب ثابت کنیم، اینکه میگوید تو قرآن را قبول نداری چرا از آن استفاده میکنی؟ پس، از کتاب ننه بزرگم استفاده کنم؟ خب مستند باید از خودش باشد.
یکی حاکمیت شیطان است بر حکومت سلیمان، پس سلیمان نماینده شیطان است برگزیده شیطان است.
۲- اتحاد بین شیطان و ملَک در آموختن و رواج دادن جادو به مردم.
۳- میگوید جادو فتنه است، زندگیها را به هم میریزد، کسب و کار را خراب میکند. یارو میگوید من هر چه در دکان میآورم هیچ کس از من جنس نمیخرد از بغلی میخرد، من را نمیبیند کور است، جادو است. جادوی خداست، حالا داریم به آن میرسیم.
«فَلَا تَكْفُرْ». این سه تا رسماً اذعان میکند جادو از طرف نماینده خدا که فرشته است هاروت و ماروت آمده است «فَلَا تَكْفُرْ». روی آب راه برو اما در آب نیفتی. عه! مگر میشود؟ بپر هوا روزی تو آنجاست؛ «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ ﴿۲۲ ذاریات﴾». بپرم هوا؟ یک متر میتوانم بپرم، نمیتوانم. فتنه است کفر دارد، همان کفری که الان حکم شرعی آن است که جادوگر باید اعدام بشود.
۴- «فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما» اما آنان (مردم) از آن دو فرشته مطالبی میآموختند، که با آن میان مرد و زن جدایی میانداختند در حالی که آنان به وسیله آن سحر جز به اذن خدا…،
این بازرسی چهارم است.
میگوید «وَ مَا هُمْ بِضارِّينَ بِهِ» جادو ضرر نمیزند «مِنْ اَحَدٍ اِلَّا بِإِذْنِ اللهِ». پای الله را سفت بگیر، آخرش رسیدیم درب خانه خدا، میگوید این خداست که اجازه میدهد جادو اثر بکند و نکند.
پس چه شد؟ قبول مسئولیت افتاد دست خدا. میگویی نه او گفت که «اِلَّا بِإِذْنِ اللهِ» خب اذن نمیدهد. اذن نمیدهد؟ مگر کشک است؟ مگر شهر هرت است؟ مگر این خدا در زمین حاکم نیست؟ اذن نمیدهد، بعد جادوگری رواج دارد؟ بچه را خر میکنی؟
ای متشرع خاک بر سرت کنند، یعنی اینقدر مال دنیا شیرین است که خودت را به خریت زدی؟
«وَ مَا هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ اَحَدٍ اِلَّا بِإِذْنِ اللهِ».
هر بدبختی داریم از این الله است. ای ولی عصر بیا ریشه این الله و دین و همه را بکن ببر. این الله آباء و اجداد تو را بدبخت کرد خانهنشین کرد ذلیل کرد. نمونهاش در صفین، ببین با پدرت علی چه کرد.
«وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لَا يَنْفَعُهُمْ». ببین کادوی خدا در ارسال هاروت و ماروت به شهر یا کشور سلیمان چیست؛ «ما يَضُرُّهُمْ وَ لَا يَنْفَعُهُمْ»! ببین چقدر دقیق میگوید، اینکه میگویی کار خدا نیست، این قرآن است دیگر، این مال ملت اسلام است، این مال بدبخت شیعیانی است که دنبال اهل بیت پرچم بلند میکنند ولی این را دوست دارند، این را میپرستند. میگوید آموزش میدهند چیزی را که آسیب میرساند و منفعت نداشت. «يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لَا يَنْفَعُهُمْ» جادو ضرر است منفعت ندارد. ضررش بدبختی ملت ایران است، خدای زمین جادو کرد، جادو هست را نیست میکند، ملت سرمایهدار، ثروتمند، آقای کره زمین، هیچ چیزی ندارند.
ببین چقدر قشنگ جادو عمل میکند! در یک چشم به هم زدن تو نه نفت داری نه گاز داری نه طلا داری نه نقره داری نه اورانیوم داری نه مس داری هیچ چیزی نداری یک بیابان خالی است، در حالی که داری. ببین چقدر دقیق میشود از این حکومت دفاع کرد! همهاش خداست، هزار و چهارصد سال قبل این خدای دین وارد این مملکت شد، روز به روز بیچارهتر و بدبختتر، ولی جادو شدند، دیگر ملت نمیفهمیدند، الان متشرع نمیفهمد من چه میگویم، قرآن خودش هست اما نمیفهمد. زیرنویس هم همین را میگوید، تفسیر من نیست اما نمیفهمد چون جادو شده. اسما جادو میکند، اسماء آنهایی که هزار و چهارصد سال قبل به ایران حمله کردند.
چقدر قشنگ قرآن باز میکند، اصلاً احتیاج به تفسیر ندارد، احتیاج به اینکه من بخواهم شانتاژکاری کنم یک چیزی را سوار این کنم، من دارم کلمه به کلمه معنا میکنم، تحتالفظی هم برایت میخوانم، قرآنها هم یکی است، این قرآن را هم من چاپ نکردم که تنها مال خودم است. بعد برای اینکه آبروریزی نشود تند تند پرانتز زده، اصحاب محراب و منبر عجب پدرسوختهای هستند، تند تند پرانتز زده که گم کند، رد گم کنی. برای چه پرانتز میزنی؟ قرآن دارد میگوید «وَ لَقَد یَسَّرنا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ {٣٢ قمر}» این قرآن برای خواندن آسان است. ای نامرد، برای چه پرانتز میزنی؟ در این آیهای که برای شما خواندم صد تا پرانتز زده برای گمراه کردن، ردگم کنی و دفاع نامشروع از وحی. حرامتان باد آنچه که از این مملکت میبرید و میخورید، کلاهبرداران!
در این آیه چند تا ایست بازرسی داشتیم؟ یک آیه است!
«وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ». باز مزخرف! میدانستند که هر کس دنبال جادو برود آخرت جایی ندارد. آخرتت هم جادو است، بهشتت هم جادو است، جهنمت هم جادو است، وعدههایت هم جادو است. همه وجود دین جادو است، نه این دین بلکه همه ادیان، دین یهود پر از جادوگری است، مسیحیت هم همین طور! مسیحیت جادو شده دیگر، و الا نمیخواست، میگفت پیغمبر ما زنده است رفته آسمان، پسر خدا هم که هست، چرا نمیآید به ما کمک کند؟ چرا کمک فقرای مسیحی نمیکند؟ چرا کمک کشورهای مسیحی که گرفتار جنگ هستند نمیکند؟ خبری نیست، عیسی کجا بود، موسی کجا بود! یک عده آمدند اینجا یک فریادی زدند رفتند، بعد آثار این پیغمبر آمد در دین آن یکی پیغمبر، آثار این کتاب آمد در آن یکی کتاب. بیا این یک آیهاش است، ببین حاوی چقدر معارضات است، چقدر افشاگری دارد!
هر کس خریدار سحر باشد در آخرت هیچ بهرهای ندارد. تو در این دنیا پوست این مردم را با این سحر کندی به آخرت حواله میدهی؟ بر سرت بخورد!
و همانا بد چیزی است علم سحر که خود را به آن فروختند و اگر معرفت داشتند نمیفروختند.
اصلاً انگار نه انگار که سر سوزنی عقل دارد، اینکه میگویم وحی معارض عقل است این است، خودش در این آیه آورده، فقط یک آیه که چند تا خط بیشتر نیست، آیه ۱۰۲ سوره بقره هشت خط است، در این هشت خط ببین چند تا افشاگری بوده، به قول شما سوتی بوده!
جادو را آورده شیطان و ملَک را متحد کرده علیه انسان، این انسان چقدر مظلوم است. بیخود نیست قرآن میگوید «اِنَّ الاِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲ عصر﴾» آدم را آوردم که بدبختش کنم. دیگر بدبختی از این بیشتر؟ زندگی را جادو کرده، ملت جادو شدند، نیاز نیست که تو دشمن داشته باشی فلانی فامیلت است، همسایهات است، رقیبت است، نه بابا خدا جادوگر است. برایت اثبات نشد؟ نه؟ اگر اثبات نشد خیلی خر هستی، چون این دو دوتا چهارتای من اینقدر واضح است که به الاغ هم بگویی، با الاغیاش میفهمد، مگر اینکه الاغ نباشد، همان سگ و گرگی باشد که پیغمبر گفت بعد از کشتن من میآیند در محراب و منبر میشاشند و تا الان هم شاششان ادامه دارد.
اینقدر این دین رسواست که ده تا بیست تا در این هشت تا خط پرانتز زده.
جالب است، رعیت سلیمان ابن داوود یهودی بودند، بازماندگان موسی ابن عمران بودند. آن وقت میگوید این یهودیها با سلیمان بد بودند. آخر مگر ممکن است؟ مگر ممکن است شیعه با حکومت خودش بد باشد؟ یک چیزهایی میگویند! باز حواله داد به آخرت: به این کار دست نزنید. دقیقاً مانند شهوت، شهوت میدهد بعد میگوید مهارش کن. بعد میگوید «خُلِقَ الْاِنْسَان ضَعِیفاً ﴿۲۸ نساء﴾»، بعد میگوید «اِنَّ النَّفْس لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوء ﴿۵۳ یوسف﴾»، همین طوری آدم را دور میزند. آدم گیج است، از وقتی که انسان به دنیا میآید گیج است تا میمیرد.
در آخرت بهرهای نداری.
دنیای مردم را آتش زدی، خاک بر سر آن وحیات، آخرت را حواله میدهی؟
و همانا بد چیزی است سحر.
ببین این آیه چقدر مچگیری دارد، چقدر این آیه با برکت است.
«وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ اَنْفُسَهُمْ» چه بد بهرهای است جادو. یادش رفته اول آیه چه گفته، بیخود نیست این پیغمبر بنده خدا جد بزرگوار ما که یارو ته مسجد یک آیه میخواند میگوید عه! این را از کجا آوردی؟ میگوید خودت گفتی، میگوید یادم رفت (6505). چون باد هواست باید از یاد برود.
خلیفه دوم رسول الله روی منبر به او میگویند حکم کلاله چیست، در امر تقسیم ارث؟ ریشش را گرفته دستش مدام سرش را تکان میدهد کلاله کلاله. کم مانده آنجا بلند شوند برقصند، بعد میگوید باید بپرسم. آقای عمرالفاروق که همیشه با رسول الله هست میگوید باید از مردمی بپرسم که دور پیغمبر بودند. تو دور پیغمبر نبودی؟ پس چه کار میکردی؟ چه کار میکردی؟ این «چه کار میکردی» خیلی حرف است! خوب میشود وارد شد، چون «چه کار میکردی» این را درونش بروی، بعد میروی داخل رسالت و اصل رسالت برملا میشود.
این هم از آیه جادو که غیر از جادو خیلی مصادر علمی و تحقیقی به ما داد. پردهای دیگر از هویت این خدای الکی را کنار زد. یادت هست در آن کلام امام صادق فرمود: بر ما هفتاد هزار حجاب ظلمانی است و هفتاد هزار حجاب نورانی است؟ الان توی محقق داری این هفتاد هزار حجاب ظلمانی را کنار میزنی، یعنی هویت دین را با استفاده از دین پیدا میکنی.