داستان سرایی دینی، بهترین جاذبه برای بی بضاعتان فکری

آیا این کلام، درخور خدای با این عظمت هست؟

از فایل صوتی شماره ۷۲۰۸ بخش سوم ۱۴۰۴/۱۱/۱۸

در این بخش، می‌توانید گزیده‌ای از تدریس‌های روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه به‌طور مستمر تلاش کرده‌اند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنمانده‌اند.

– «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ رَضِی اللهُ عَنهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: اِنَّ اللهَ اِذَا اَحَبَّ عَبْداً دَعَا جِبْرِيلَ فَقَالَ: اِنِّي اُحِبُّ فُلَاناً فَاَحِبَّهُ، قَالَ: فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، ثُمَّ يُنَادِي فِي السَّمَاءِ فَيَقُولُ: اِنَّ اللهَ يُحِبُّ فُلَاناً فَاَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ اَهْلُ السَّمَاءِ، قَالَ ثُمَّ يُوضَعُ لَهُ الْقَبُولُ فِي الْاَرْضِ، وَ اِذَا اَبْغَضَ عَبْداً دَعَا …».

📚 کتاب صحیح بخاری [۷۴۸۵]، کتاب صحیح مسلم [۲۶۳۷].

ابوهریره خدمتگزار خاتم النبیین گفت: رسول خدا فرمود خدا اگر بنده‌ای را دوست بدارد جبرائیل را فرا بخواند و می‌فرماید من فلانی را دوست دارم، تو نیز آن را دوست بدار. یعنی چه؟ یعنی جبرائیل. رسول خدا فرمود: پس جبرائیل وی را دوست خواهد داشت، سپس در آسمان ندا می‌دهد و می‌گوید ای اهل آسمان خداوند فلانی را دوست دارد شما نیز او را دوست داشته باشید، پس اهل آسمان وی را دوست خواهند داشت، آنگاه مقبولیت و محبت وی در دل اهل زمین نهاده می‌شود و همه او را قلباً دوست دارند و نیز اگر خداوند بنده‌ای را دوست نداشته باشد جبرائیل را فرمان می‌دهد که من فلانی را دوست ندارم تو نیز او را دوست نداشته باش، پیامبر فرمود: پس جبرائیل وی را دوست ندارد، سپس در آسمان ندا می‌دهد و می‌گوید ای اهل آسمان خداوند فلانی را دوست ندارد شما نیز او را دشمن بدارید، پس اهل آسمان وی را دشمن می‌دارند و سپس تنفر او در دل اهل زمین جای می‌گیرد.

ببین چقدر دین مسخره است! مثال شماست: «کبک سرش را کرده زیر برف دمش بیرون است». یک خدایی را دین معرفی می‌کند «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرْضِ {۵٢ نحل، ١١۶ بقره}»، درست؟ هفت طبقه آسمان مال اوست و هفت طبقه زمین هم مال اوست و بین هر آسمان هم پانصد سال نوری فاصله است، در هر آسمان هم ستارگان، کهکشان‌، کیهان، سیارات، کواکب، خورشید و ماه است، در همه اینها هم موجودات هست. حالا این خدای با این عظمت یک کره خاکی خلق کرده که از کوچولویی در مجموعه آفرینش دیده نمی‌شود. خب؟ خوب دقت کن! خدا در آسمان است از یک نفر از مخلوقات کره زمینِ نامشهود، نامحسوس و نامعلوم در هستی خوشش می‌آید، اعلام می‌کند که جبرائیل من این را دوستش دارم، ای جبرائیل به اهل آسمان بگو، به اهل زمین بگو من این را دوستش دارم، همه دوستش بدارید، برعکسش هم دشمنی.

یک عمری من و تو این خدای تقلبی مصنوعی مسخره را عبادت کردیم و دارند یک عده عبادت می‌کنند و نمی‌فهمند آخر این خدای با این عظمت با یک نفر در کره زمین چه کار دارد؟ یعنی اینقدر برای او مهم است که دوستش داشته باشد؟ این خدا چقدر بیکار و علاف است. یک نفر که در برابر هستی یک ذرّه خاک هم نمی‌شود، یک ذرّه غبار نمی‌شود، اینقدر برایش مهم است که از بالا جبرائیل، میکاییل، بله قربان چه شده؟ بدانید من این فلانی را دوست دارم، شما هم او را دوست داشته باشید، اعلام کنید.

خیلی بدبخت بودیم، رسول خاتم جد بزرگوار ما که در هر نشست و برخاستی هفتاد تا استغفار می‌کردند به خاطر همین چرندیاتی بود که به او الهام می‌شد، می‌دانست اینها مزخرفات است، ولی می‌گفت. حالا من اسنادی پیدا کردم جلوتر می‌رویم، که جن به پیغمبر الهام می‌داده نه جبرائیل!

کمی از متن را بخوانیم: «عَنْ اَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ: اِنَّ اللهَ اِذَا اَحَبَّ عَبْداً دَعَا جِبْرِيلَ فَقَالَ: اِنِّي اُحِبُّ فُلَاناً فَاَحِبَّهُ، قَالَ: فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، ثُمَّ يُنَادِي فِي السَّمَاءِ فَيَقُولُ: اِنَّ اللهَ يُحِبُّ فُلَاناً».
باز نمی‌گوید: ای پیغمبر خاتم، دوست دارم به همه عالم اعلام کن دوستش داشته باشند، یک آدم معمولی. واقعاً کتاب را بر سر خودم بزنم؟ دلم می‌سوزد، اصل عمرم را مفت و مجانی فدای این دین کردم، نه اشتباه کردم، مفت و مجانی نه، سه بار زندان، من به جرم زنای محصنه به زندان نرفتم، به جرم دزدی به زندان نرفتم. جرمم چه بود؟ راهی که داشتم می‌رفتم. راهم چه بود؟ دفاع از اسلام. خدا پدرشان را بیامرزد که مرا به زندان بردند. زندان آخری که رفتم مرا از خواب بیدار کرد، واقعاً نور به قبرشان ببارد.

بیچاره آن بدبختی که دستش در جیب خدا نیست ولی با وعده این خدا دارد سختی‌های زندگی را تحمل می‌کند و باز هم می‌گوید ای خدا! عقلش می‌گوید کوفت و ای خدا! عقل که ندارد، نمی‌شنود، اینکه می‌گوید چشم دارد نمی‌بیند، گوش دارد نمی‌شنود، قلب دارد نمی‌فهمد، منظور ندای عقل است، که نمی‌فهمد. «اِنَّ اللهَ يُحِبُّ فُلَاناً فَاَحِبُّوهُ، فَيُحِبُّهُ اَهْلُ السَّمَاءِ، قَالَ ثُمَّ يُوضَعُ لَهُ الْقَبُولُ فِي الْاَرْضِ، وَ اِذَا اَبْغَضَ عَبْداً دَعَا….. الی آخر».

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا