داستان سرایی دینی، بهترین جاذبه برای بی بضاعتان فکری

معجزه خدای حق، افشای جنایات این دین است.

از فایل صوتی شماره ۷۲۰۷ بخش هفتم ۱۴۰۴/۱۱/۱۷

در این بخش، می‌توانید گزیده‌ای از تدریس‌های روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه به‌طور مستمر تلاش کرده‌اند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنمانده‌اند.

– «عَنْ اَنَسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: اَنَّ نَاساً كَانَ بِهِمْ سَقَمٌ، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ آوِنَا وَ اَطْعِمْنَا، فَلَمَّا صَحُّوا، قَالُوا: اِنَّ المَدِينَةَ وَخِمَةٌ، فَاَنْزَلَهُمُ الحَرَّةَ فِي ذَوْدٍ لَهُ، فَقَالَ: «اشْرَبُوا اَلْبَانَهَا» فَلَمَّا صَحُّوا قَتَلُوا رَاعِيَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ ….».

📚 کتاب صحیح بخاری [۵۶۸۵]، کتاب صحیح مسلم [۱۶۷۱].

انس ابن مالک راوی است: «جمعی که بیمار بودند عرض نمودند ای رسول خدا ما را پناه و غذا بده، وقتی که آنان بهبودی یافتند عرض نمودند آب و هوای مدینه با ما سازگار نیست اجازه بفرما ما بیرون از شهر زندگی کنیم، پس آنان را در حَرّه همراه با شترانی از آنِ خود منزل داد و فرمود از شیر آنها بنوشید، آنان وقتی که کاملاً بهبود یافتند چوپان آن حضرت را کشتند و شترهایشان را با خود بردند. آن حضرت کسانی فرستاد تعقیبشان کردند و گرفتند. نبی خدا دستور داد که دست و پایشان را قطع کردند و چشمانشان را کور کردند». اینها شکنجه نیست‌! بعد یک جای دیگر پیغمبر می‌گوید که حتی سگ درنده را هم شکنجه ندهید. می‌خواهی آن را بکشی؟ گردنش را بزن. می‌خواهی از شرش راحت بشوی، برای چه این کارها را می‌کنی؟ اینها خط و نشان است برای اثبات دین برای استحکام دین که تو اگر نفس بکشی همین بلا را سرت می‌آورند.

«دست و پایش را قطع و چشم کور. من دیدم که مردی از آنان تا وقتی که جان می‌داد (این را خوب گوش کن) زبانش را به زمین می‌مالید از درد و تشنگی».
«وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ ﴿۱۰۷ انبیاء﴾» ای پیغمبر، تو تجسم رحمت هستی، تو دریای مغفرت هستی، با اینها کلاه سرت می‌گذارد و بعد اینطوری خدای واقعی از دستشان در می‌دهد. ببین اگر خدای واقعی نباشد، این شکنجه را پنهان می‌کنند و اجازه نمی‌دهند به تاریخ منتقل بشود، مگر اینکه همین، بخواهند همانطور که پیغمبر گفت من را با رعب و وحشت، خدا حمایت کرد، اینها را می‌خواند، یارو می‌ترسد، می‌ترسد دیگر نگوید بالای چشم پیغمبر ابرو است، چون می‌داند اعدام! تازه اعدام خیلی خوب است.

ما در یازده سال زندان که بدون وکیل و درمان و مرخصی بودیم، گاهی وقت‌ها عرصه به ما تنگ می‌شد، اذیت می‌شدیم، فشار آنقدر بود که می‌گفتیم ای کاش روز اول ما را اعدام می‌کردند، اعدام یک دفعه راحت می‌شوی دیگر!

حالا ببین چه می‌گوید! به دستور نبی مکرم اسلام به واسطه ارائه راهنمایی جبرئیل امین از فرامین ملوکانه خدای زمین این است: یک نفر را (چوپان پیغمبر را) کشتند و شترها را هم برده‌اند، ده پانزده نفر، بیست نفر بودند، همه آنها را در قبال آن یک نفر کشتند. بعد قرآن چه می‌گوید؟ «النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ﴿۴۵ مائده﴾» یک نفر را کشته، یک نفر را بکش! دیدی گفتم حرف‌های قرآن چپکی است؟

راوی یعنی مخبر، یعنی گزارشگر، یعنی روزنامه‌نگار دارد چه می‌گوید؟ می‌گوید: «دیدم که آنهایی که دست و پایشان را قطع کرده بودند، چشمانشان را کور کرده بودند، از فرط درد، از شدت تشنگی زبانشان را به زمین می‌مالیدند». بله!

حالا برادر سنّی می‌گوید که ایرانی‌ها از تشیع خسته شده می‌آیند سنّی می‌شوند. ای برادر عزیزم چقدر تو احمق هستی! مگر خدای شیعه با خدای سنّی فرق می‌کند؟ مردم واقعیت خداپرستی را فهمیدند، فقر و نداری بهانه بود باید پرده کنار می‌رفت، زمان کارایی این دین تمام شده، تاریخ مصرفش گذشته است. رسول الله گفت که برای اسلام آغازی است و پایانی! خیلی دردناک است، یک فیلم سینمایی از فتنه‌های دین، شرارت‌های دین و خشونت‌های دین بسازند پخش کنند، همه جا در تمام کشورها پخش کنند، دیگر یک نفر این خدا را عبادت نمی‌کند، یک نفر!

یا رسول‌ الله، آیا چوپان را شکنجه کردند که اینها را شکنجه می‌کنی؟ نه، با شمشیر زدند گردنش را انداختند. خب با شمشیر گردنشان را بزن، برای چه شکنجه می‌کنی؟ عرب این است دیگر، عرب خونخوار است! حالا بهترینش پیامبر بوده، گل سرسبد اعراب، پیامبر است. آن وقت شما می‌خواهی جانشینانش یاد نگیرند، نه؟ آن وقت می‌خواهی معاویة ابن ابی سفیان دست و پای طرفداران علی ابن ابیطالب را قطع نکند، نه؟ ادب از که آموختی؟ از رسول الله! خیلی دردناک است، خیلی! آنها را جلوی آفتاب انداختند، سوزش آفتاب را روی بدن‌های قطعه قطعه شده، می‌گویند آب! نداریم.

آن وقت چطوری انتقالش می‌دهد به واقعیت؟ ای کشته که را کشتی تا کشته شوی زار؛ ابی عبدالله! با این تفاوت که ابی عبدالله کسی را نکشته، دارند کارهایی که پیغمبر کرده را روی این نوه عزیزش پیاده می‌کنند. دست و پا قطع کردی؟ دست و پای ابی عبدالله و اباالفضل العباس را قطع می‌کنند. به آنها آب ندادی؟ شریعه فرات را روی آنها بستند. چطوری است، خوب است؟ این را قدیمی‌ها می‌گفتند:
چاه مکن بهر کسی
اول خودت بعداً کسی
حالا این چاه‌ها را دین کنده، دشمنان پیغمبر در آن می‌افتند و خانواده پیغمبر هم در آن می‌افتند.

از تحقیقاتت لذت می‌بری؟ برای همین من می‌گویم گاهی وقت‌ها بازخوان هم هست، مرورش خیلی شیرین است!
«عَنْ اَنَسٍ: اَنَّ نَاساً كَانَ بِهِمْ سَقَمٌ، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ آوِنَا وَ اَطْعِمْنَا، فَلَمَّا صَحُّوا، قَالُوا: اِنَّ المَدِينَةَ وَخِمَةٌ، فَاَنْزَلَهُمُ الحَرَّةَ فِي ذَوْدٍ لَهُ، فَقَالَ: «اشْرَبُوا اَلْبَانَهَا» فَلَمَّا صَحُّوا قَتَلُوا رَاعِيَ النَّبِيِّ ….. الی آخر».

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا