سیمای مردم (اشعار)

آب و برق است هوا می‌رود

08-05-1404

چه گویم، چه کردی به این خلق خود
که نابود کردی همه صنع خود

➖این عریضهٔ خیلی‌ها است؛ آنهایی که بیکار، خانه‌نشین، بیمار و گرفتار هستند:

آب و برق است هوا می‌رود
که اقتصاد است فنا می‌رود

➖عریضهٔ بی پول‌ها، نصفی از این هشتاد و پنج میلیون ایرانی بی‌ پول هستند:

پول ندارد که کند صرف خود
کار ندارد که شود نان خود

برو ای گدای مضطر، به در خدای خود زن
که دهد جواب مغرم، به وجود او به هر سَن

➖سَن، سنه، سال است، یک عمری است که شما درب این خانه را زده‌اید و جز گوشتکوب و سنگ پاره چیزی نصیبتان نشده است.

اکرم الضّیف بگفتا چو خدای اکذب
چو به مهمانی او آمده‌ایم و همگی شد اخرب

➖در فرهنگ دینی می‌گوید که «اَکْرِمِ الضَّیْفَ وَ لَوْ کَانَ کَافِراً» مهمان را ببر خانه‌ات پذیرایی کن اگرچه کافر باشد. حالا همه به مهمانی خدا آمدیم، کافر و مومن برای او فرق نمی‌کند آب را به روی همه بسته، آب که نباشد برق هم نیست، مزرعه نیست، گله و رمه و چهارپایان و گاو و گوسفند هم نیست. الان چقدر عریضه داریم که دامداران می‌خواهند بفروشند، می‌گویند قیمت علوفه بالا است، برق قطع می‌شود و بیرون چیزی گیر نمی‌آید گه گاو و گوسفند را ببریم، اینجا باید خنک باشد، از اینجا نمی‌توانیم تکانشان بدهیم، به هوای آزاد و باز نمی‌توانیم ببریم چون چیزی بیرون نیست همه جا خشک است.

این قضای شوم آمد وصف ما
دردسرها گشته در هر حال، آرایش به ما

➖خدا آرایشگر است که مردم را با فقر و فلاکت و بیچارگی و درماندگی آرایش می‌کند، بعد هم اسم خودش را می‌گذارد جمیل، می‌گوید «اِنَّ اللهَ جَمِیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمَال» خدا قشنگ است و خوشگل‌ها را هم دوست دارد.

➖این شعار ملت بیچاره‌ای است که زیر چکمه‌های جلاد خون آشام یعنی خدای زمین له می‌شود:

اوضاع ما کساده

➖کیست که گوش کند؟ چه کسی باید گوش کند؟ او که اسمش مجیب است؛ «أَ مَّن یُجیبُ المُضطَرَّ اِذَا دَعاهُ ﴿۶۲ نمل﴾»، آن که سمیع است، آن که بصیر است، آن‌ که قهار است، آن که جبار است، همان، امروز به جنگ ملت ایران آمده است.

اوضاع ما کساده
دروازه‌ها به باده

خرّمی رفته ز احوال، خدایا چه کنم؟

➖می‌گوید قبل از هر حرف و هر نوشته‌ای بگو «بِسْمِ الله الرَّحْمَن الرَّحیم». حالا ما به این رحمان و رحیم عریضه می‌دهیم، او هم می‌گوید به فلان جبرائیل، آب نداری سدها خالی است، برق ندارید، نان ندارید به من چه! تو ما را به اینجا آوردی!

خرّمی رفته ز احوال، خدایا چه کنم؟
شاد و دلبر که نشد فال، خدایا چه کنم؟

ما و این الله، دائم در نزاع
آمده بر مُلک او، موج سباع

➖«سباع»؛ سبوعیت، درندگی. وحشیانه مردم را می‌کوبد. «اَلْقَارِعَةُ مَا الْقَارِعَة ﴿۱-۲ القارعه﴾» مال حالا است، «اِذَا زُلْزِلَتِ الْاَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿۱ زلزال﴾» مال حالا است، زلزله، بی‌ آبی، بی‌ پولی، ناامنی، اختلاف و فشار!

➖انسان‌ بیچاره را در جنگل پر از درنده به دنیا آورده؛ فقر، درنده است. بیماری، درنده است. ناامنی، درنده است. اختلاف، درنده است.

➖برای پادرد و کمردرد چقدر عریضه داریم:

پا درد و کمردرد شده معضل انسان
کو دست شفابخش کند ناز به هر دان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا