سیمای مردم (اشعار)

کشور ما رفته سوی آن کویر پر عناد

02-05-1404

در ممالک آمده باران زیاد
کشور ما رفته سوی آن کویر پر عناد

➖عریضهٔ بسیاری از روستاییان کشور است:

چاه، خالی شده از آب، خدایا چه کنم؟
سفره‌های عمق هر حُفره، غضب خورده، الها چه کنم؟

➖رجمی که خدا می‌کند بر ایرانی جماعت:

پیشانی من سنگ بخورد، رنگ به خون شد
از قطرهٔ اشکم بنگر سبزه که له شد

چون تروریست آمده دین و مذاهب
حوصله سر رفته و غیظ بر این تب

ای خدای کاذب و اکذب به ما
تا کجا آید مظالم بهر ما

حرفه‌های این زمان، جنجالی است
خُدعه‌ها و مکر و هم ایذایی است

دختر ده ساله به اشک آمده
ز جنگ و دعوای پدر مادرش، به التماس آمده

➖عریضه‌های کودکان، نوجوانان و نونهالان پیرامون درگیری‌های بزرگترها در منزل که اعظم ریشه‌اش در فقر است، حالا بی‌ آبی و بی‌ برقی هم آمده قوز بالا قوز!

اشک‌های ما همه، خونابه است
رود جاری گشته و سردابی است 

این درد که بی‌ درمان، آمد به بر مضطر
لازم بشد این مغرم، داروی خدا کوثر

در معرکهٔ خلقت، اول فتنی یا رب
بر سر این ملت، آفت بشدی یا هب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا