داستان سرایی دینی، بهترین جاذبه برای بی بضاعتان فکری

مگر بت‌‌پرستی،غیر از این است؟

از فایل صوتی شماره ۷۲۴۴ بخش چهارم ۱۴۰۵/۱/۱۵

در این بخش، می‌توانید گزیده‌ای از تدریس‌های روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه به‌طور مستمر تلاش کرده‌اند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنمانده‌اند.

– «اَنَّ عُمَر اِبنَ الْخَطَّابِ قَال وَ هُوَ یَطُوفُ بِالبَیْتِ لِلرُّكنِ الْاَسْوَدِ اِنَّما اَنتَ حَجَرٌ وَ لَوْ لَا اَنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اللهِ …».

کتاب الموطأ از امام مالک، کتاب‌هایی که از آن نقل کردند: بخاری ۱۶۱۰، مسلم ۱۲۷۰، ابوداود ۱۸۷۳، نسائی ۲۹۳۷، ابن ماجه ۲۹۴۳، احمد ابن حنبل ۹۹، ابن حبان ۳۸۲۱، ابن خزیمه ۲۷۱۱، بیهقی در سنن ۹۰۰۱.

عمر ابن‌ خطاب، اینجا با احترام ننوشته که عمرالفاروق، حضرت، رَضِی اللهُ عَنْهُ. این امام مالک انگار خیلی جدی است، فقط برای پیغمبر نوشته صَلّی الله، برای هیچ‌ کس دیگر ننوشته.

حجرالاسود چیست؟ یک سنگ است. می‌گوید: این سنگ را از بهشت آوردم، اگر قرار است یک سنگ را از بهشت بیاورند کنار کعبه نصب کنند و دست مالیدن به آن جزء مناسک باشد، چرا خود کعبه را از بهشت نیاوردند؟ آیا این سؤال جواب دارد؟ کعبه مهم‌تر است یا این سنگ؟ دور کعبه دور زدن و پیچ خوردن مهمتر است یا دست زدن به این سنگ؟ جواب: عرعر!

«عمر ابن‌ خطاب، در هنگام طواف کعبه خطاب به حجرالاسود». گفت: «تو سنگی بیش نیستی و اگر نمی‌دیدم که رسول خدا تو را می‌بوسید هر آینه بر تو بوسه نمی‌زدم». گناه مشرکین چه بود که با آنها جنگیدی؟ چند تا سنگ را گذاشته بودند در کعبه به عنوان صفت خدا. خب شما هم که سنگ را در حج گذاشتید، بله؟ می‌گویی این از بهشت آمده. آیا آن از جهنم آمده؟ می‌گویند که این سنگ سفید بوده از بهشت آمده، اینقدر دست به آن خورده سیاه شده. دست چه کسی به آن خورده؟ این موارد احتجاج را خوب گوش کن! دست چه کسانی به آن خورده که سیاه شده؟ دست یهودی‌ها، مسیحی‌ها، زرتشتی‌ها و بت‌پرست؟ نه. دست مسلمان مؤمن که آمدن به حج را وظیفه و فریضه خود می‌داند. ببین چقدر مسلمان‌ها از نظر اعتقادات و نفْس کثیف هستند که اینقدر روی این سنگ سفید دست مالیدند شده سیاه. حجرالاسود؛ سنگ سیاه! شاید هم پیغمبر گفته که آبروریزی نشود، نگویند که یا رسول‌ الله چرا از بهشت سنگ سیاه آوردی، چرا سفید نیاوردی، تو که تبلیغ سفید می‌کنی، می‌گویی لباس‌هایتان سفید باشد؟
ببین هر جای این دین دست می‌زنی، مانند یک جنازه هزار تکه نمی‌توانی بلندش کنی. ببین چطوری است که این یابن الحسن عزیز ما وقتی که می‌آید این دین را اصلاح نمی‌کند، سرش را می‌بُرد. «یَأتِ بِدِینٍ جَدیدٍ» دین جدید آورده، این دین، هم قواعد دارد، هم فرمان دارد و هم عمل. فرمانش چیست؟ طرفداران دین قبل را بکشد. دین قبل چیست؟ اسلام. مدافعین این دین کیست؟ علما، سادات، قضات. چقدر خوب است که اینها در اسناد و مدارک شیعه است از کتاب‌های شیعه از ائمه، یعنی اصلاً نیاز نیست ما از خودمان حرف بزنیم، اینقدر سند هست.
ببین، عمر (به قول این کتاب عمر خالی می‌نویسد، عمر ابن الخطاب) با همه نادانی‌اش فهمیده این سنگ به درد نمی‌خورد. «تو سنگی بیش نیستی»!
در یک جای دیگر قبلاً برای شما خوانده بودم این بود که تو سنگی بیش نیستی که نه خیر می‌رسانی و نه ضرر (7194)، مانند تعریف و توصیفی که از بت‌های مشرکین می‌شود. ابراهیم چه گفت؟ درب بت‌خانه را باز کرد، مردم بیرون شهر رفته بودند، می‌گویند سیزده بدر بوده، نمی‌دانم، به باغ رفته بودند و کسی در شهر نبوده، آمد درب بت‌خانه را باز کرد و با تبر همه را شکست، بعد تبر را روی گردن بت بزرگ گذاشت، آن را نزد، داغون نکرد. آمدند خلاصه جستجو کردند که چه کسی در شهر بوده؟ ابراهیم، او را گرفتند بردند. چرا بت‌ها را شکستی؟ گفت من نشکستم. چه کسی شکسته؟ گفت بت بزرگ. گفت به چه دلیل؟ گفت خب تبر گردن او بود. گفت آخر مگر بت تبر به دست می‌گیرد؟ مگر بت بت‌ها را می‌شکند؟ گفت عجب، بت، بت‌ها را نمی‌شکند، پس این چه خدایی است؟! قرآن هم می‌گوید عبادت می‌کنید سنگ‌هایی را بت‌هایی را که به شما نه نفعی می‌رساند و نه ضرری. تازه شده الله، باز پنجاه درصد از الله بهتر است. می‌دانی چرا؟ چون می‌گوید این سنگ که اسمش بت است نه ضرر می‌زند نه نفع، برعکس خدا. خدا نفع نمی‌رساند ضرر می‌رساند. ما را به خیر تو نیست امید شر مرسان، این خدای زمین اسماءالحسنی که ندارد سوء القضا دارد. سوء القضایش سدها را خشک می‌کند، بیکاری، بی‌ پولی، بدبینی، درگیری خانوادگی، دزدی، اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر می‌آورد. بعد به ایرانی جماعت گفت بس است؟ مانند همان که بحثش بود که به جهنم گفت سیر شدی؟ گفت نه. «هَلِ اِمْتَلَأْتِ {۳۰ ق}» پر شدی؟ نه! «هَلْ مِنْ مَزِيدٍ» اضافه‌اش کن (7233).

حالا داستان ایران مظلوم است، از زمان ورود اسلام، از هزار و چهارصد و خرده‌ای سال این‌ همه به سر ایرانی بلا آورده، حالا الان می‌گوید بس‌تان است؟ مردم می‌گویند از سرمان هم زیادی است، می‌گوید نه کم‌تان است، حالا این دم آخر که من می‌خواهم از کشورتان بیرون بروم شما را موشک‌‌باران می‌کنم. خیلی جالب است‌! دینی که با سنگ‌های تراشیده شده به‌ عنوان خدا تحت عنوان بت مبارزه کرد مردم را کشت به جرم اینکه سنگ‌پرست هستند خودش سنگ آورده در خانه‌ای به قول خودش خدا، بعد به‌ عنوان احترام روی آن دست می‌مالند، بعد اینقدر نفْس‌شان کثیف است که سنگ سفید بهشت سیاه شده است. متشرعین یک ذرّه فکر کنند می‌فهمند. این زبان‌ بسته قرآن چقدر داد می‌زند، خسته شد؛ «أَ فَلَا تَعْقِلُون ﴿۸۰ مومنون﴾» دیوانه‌ها، «لَا تَشْعُرُونَ (۱۵۴ بقره)» بی شعورها. این برمی‌گردد به چه؟ «أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ﴿٢٤ محمد﴾» چرا به من فحش می‌دهی می‌گویی دیوانه، بی‌ شعور؟ به‌ خاطر اینکه تو تدبر در آیات نمی‌کنی، همین‌ طوری می‌خوانی می‌روی. مگر این کتاب برای فهمیدن نیست؟ اگر همینطور خواندن هست، خب می‌شود مانند همان قرآنی که سر قبرها می‌خوانند، فایده‌ای برای آن کسی که آن زیر است ندارد، برای خودش دارد می‌خواند که یک پولی می‌خواهد بگیرد.

الان در کشور مقدس ایران «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ اللهِ اَفْوَاجاً» با چراغ خاموش دارد پیش می‌رود، ولی به قول رسول‌ الله چیزی نمانده که انفجار عمومی علیه دین در متن و بطن این مملکت شنیده بشود، که از انفجار ده‌ هزار موشک خطرناک‌تر و طنینش بیشتر است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا