
سلسله مراتب وحی است.
از فایل صوتی شماره 6977 بخش 2 تاریخ 26-11-1403
این سند، بخشی از فایل تدریسی روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز به شاگردانش می باشد که بیش از یکدهه در هر شریطی اعم از زندان و حصر در منزل ادامه داشته است.
متن فایل صوتی:
– «سُئِلَ اَلصَّادِقُ عَنْ الله، فَقَالَ: کُلُّ مَا اَحَاطَ بِهِ وَهْمُکَ وَ جَذَبَهُ تَفَکُّرُکَ اَوْ اَصَبْتَهُ بِالْحَوَاسِّ فَاللهُ جَلَّ جَلاَلُهُ بِخِلَافِ ذَلِکَ».
کتاب متشابه القرآن صفحه ۱۰۵، از امام صادق است.
میگوید که از امام صادق دربارهٔ خدا سوال شد، پس گفت: هر چیزی که وهم تو به آن احاطه کند و تفکر تو آن را جذب کند و یا آنچه که به حواس تو اصابت کند و برسد، خداوند بر خلاف آن است؛ «کُلُّ مَا اَحَاطَ بِهِ وَهْمُکَ وَ جَذَبَهُ تَفَکُّرُکَ اَوْ اَصَبْتَهُ بِالْحَوَاسِّ فَاللهُ بِخِلَافِ ذَلِکَ».
الله را معرفی میکند، میگوید که هر چیزی که احاطه کند وهم. «وهم» همان الهام است دیگر، نمیتوانیم بگوییم وهم غیر از وحی است،
➖«وهم» خطورات، چیزی که به ذهن وارد میشود.
➖«الهام»، که قرآن میگوید ما الهام میکنیم.
اگر بگوییم وحی مختص انبیاء است، پس آن چند تا وحی چیست؟
➖به مادر موسی وحی شد.
➖به زنبور عسل وحی شد.
این را قرآن دارد میگوید دیگر! وحی همان الهام است. میگوید هر چه که مغزت را احاطه کرد در اثر وهم یا به حواست منتقل شد خدا غیر از این است.
آیا اسلام الله را به حواس متشرعین منتقل نکرده؟ آیا متدین خدا را حس نمیکند؟ وقتی که میگوید خدا چشم دارد، گوش دارد، به تو نزدیک است، تو صدقه به فقیر میدهی به دست خدا میدهی خدا به دست فقیر میدهد، و صدها چیز دیگر! آیا اینها حواس نیست؟ نماز میخوانی خدا میآید جلوی تو میایستد، خدا خودش نماز میخواند، معلوم نیست به چه کسی میگوید «اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (۵ حمد)» تو را میپرستم و از تو اطاعت میکنم، از تو استعانت میجویم!
ببین یک چیزی آمده گفته، نه اینکه پیغمبر تقصیر دارد نه! همان که میگویم الهامات است، معارض میآید، پیغمبر بندهٔ خدا هم چه کند؟ هر چه به او میرسد خیال میکند این همان از ناحیهٔ مقدسهٔ فرمانروای گیتی هست، بعد مشخص شد که جبرائیل همان دحیة ابن خلیفهٔ کلبی است.
شما با متشرع بحث میکنی یک دانه سند فایده ندارد، ده تا فایده ندارد، صد تا فایده ندارد، باید به او بگویی بیا، وقتی میخواهی مخالف خود را نقد کنی، تمام اسناد و مدارک و براهین و حجج آنها را گوش کن بعد قضاوت کن، ما وقتی چندین هزار سند از همین دین درآوردیم که خلاف این را ثابت میکند که تا حالا به ما رسیده در گذشته یا الان به متشرعین رسیده، چگونه آن وقت طرف میخواهد با یک جلسه با یک ساعت محاجه قانع بشود؟! نباید هم بشود حق دارد چون گوشت و پوست و استخوان او از این راهی است که برای او روال درست کردند، سلسله مراتب درست کردند، خیلی چیزها را نمیخوانند چون به منافع آنها صدمه وارد میکند و دستشان از جیب خدا کوتاه میشود.
خب، پس میگوید «هرچه که به تو وهم شد وحی شد، این وهم است» در حالی که همان وحی است فرقی نمیکند.
ببینید خیلی اسناد و مدارک هست همهاش هم تکراری است که بگویم، من چکار کنم؟
اگر وحی پیامبر کامل بود نظرات حضرت آقای عمر ابن الخطاب روی او که تأثیر نمیگذاشت. مگر برای شما سند نخواندم که گفت «هر چه عمرالفاروق میگفت همان ساعت برایش آیه نازل میشد ؟ یعنی عمر روی پیغمبر اثر میگذاشت! مگر طرف برای قضاوت پیش پیغمبر نیامد که پیغمبر اشتباه قضاوت کرد (؟ خب اگر اتصال کامل و دائم بود نباید پیغمبر اشتباه قضاوت میکرد!
آخر ما چقدر سند بیاوریم بگوییم؟ باید پیغمبر مشورت نمیکرد. چرا پیغمبر مشورت میکند «وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ (۱۵۹ آل عمران)»، «وَ أَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ (۳۸ شوری)»؟ چرا؟ پیغمبری که مستقلاً از آسمان دستور میگیرد، اصلاً این کسر شأن پیغمبر است بیاید با این و آن که مغز زمینی دارند مشورت کند، برای اینکه پیغمبر در آن مانده بود.