داستان سرایی دینی، بهترین جاذبه برای بی بضاعتان فکری

داستان چنگیزخان مغول، بی‌ رنگ شده!

از فایل صوتی شماره ۷۲۲۵ بخش هشتم ۱۴۰۴/۱۲/۱۵

در این بخش، می‌توانید گزیده‌ای از تدریس‌های روزانه بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، را مطالعه کرده و فایل صوتی آن را بشنوید. ایشان بیش از چهار دهه در جهت ارتقای آگاهی و زدودن خرافات از جامعه به‌طور مستمر تلاش کرده‌اند و حتی در دوران زندان و حصر خانگی نیز از تحقیق، مطالعه و تدریس بازنمانده‌اند.

وَ اَمَّا الْمُقْتَرِنُونَ فَاِنَّهُمْ جَشِعُوا فَتَهَافَتُوا فِي الْعَتِيقِ فَوَخَزَهُمُ الْمُسْلِمُونَ بِرِمَاحِهِمْ ….».

کتاب الکامل في التاريخ جلد ٢ صفحه ٣١٣ است.

باز در این روایت، خلافت عمرالفاروق است، فرمانده سعد ابن ابی وقاص از حواریون پیغمبر رضی الله عنه، ایرانیان به فرماندهی رستم فرخ‌زاد، در یکی از جنگ‌ها که اسمش شب هَریر نامیده شد که به دلیل شدت درگیری‌ها و بی‌ خوابی سپاهیان متقابل به این نام مشهور شد و فردای آن روز رستم کشته شد. نمی‌دانم رستم چاخان است یا واقعیت دارد، نمی‌دانم، ولی یک چیزی می‌خواهم بگویم، اگر رستم سردار ایران است و سعد ابن ابی وقاص سردار اسلام است، رستمی که چندین کشور را فتح کرد و ضمیمه ایران زمین کرد، چرا از یک مشت عرب شکست خورد؟ می‌دانی چرا؟ برای اینکه عرب ذاتش آدم‌کشی است، اصلاً پیغمبر برای همین قیام کرد، کار اعراب همین بود غذا که تمام می‌شد شمشیرها را برمی‌داشتند می‌رفتند روستای بغلی شهر بغلی می‌کشتند اموال می‌آوردند، زن‌ها را می‌آوردند، تا دوباره غذا تمام بشود و زن‌ها برایشان عادی بشود و دوباره…! بعد پیغمبر آمد این کار را منع کرد، گفت: دزدی نکنید دستتان را قطع می‌کنم، زنا نکنید شلاق می‌زنم، رجمتان می‌کنم، سنگسار می‌کنم، بعد خودش کرد، دین کرد.

این اسناد را که تا حالا برای شما خواندم چه کار کنیم؟ آنها را آتش بزنیم؟ اینها تاریخ است، تاریخ را می‌شود یک سال، ده سال، صد سال سیاه‌نمایی کرد، وارونه نویسی کرد، تا ابد که نمی‌شود. الان شاید از این اسناد، برادرهای اهل سنّت و جماعت خوششان نیاید، چون من تبلیغاتشان را نقش بر آب کردم. آنها گفتند شیعه خونخوار است، این اسناد است که سنّی خونخوار است.

«که به دلیل شدت درگیری‌ها و بی‌ خوابی سپاهیان به این نام مشهور شد و فردای آن روز رستم کشته شد». این را می‌خواستم بگویم؛ رستم چرا همه جا در همه کشورها در کشور‌گشایی برنده شد اما اینجا کشته شد؟ به خاطر اینکه رستم وجدان دارد، ایرانی غیرت دارد، غیرت به همنوع، می‌گوید این دشمن من است، همنوع من است، چرا او را بکشم؟ ولی عرب نه، می‌گوید الله گفته بکشید. «اِنْ يَنْصُرْكُمُ اللهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ ﴿۱۶۰ آل عمران﴾» الله احتیاج دارد او را کمک کنید. خاک بر سر این دین! بروید مردم را بکشید، خدا گفته!
در ادبیات قرآنی دقت کن: «اِنْ يَنْصُرْكُمُ اللهُ، اگر خدا را کمک کردی»، یعنی خدا می‌خواهد ایران و ایرانی نابود بشود. حالا بد می‌کنم می‌گویم الان ایران به وسیله خدا نابود شده؟ بیا این هم سند قرآنی!

در روایتی آمده: «سواران زره پوش ایرانی فرار کرده و به صورت نامنظم در بیابان به راه افتادند، مسلمانان آنان را تیرباران کردند به صورتی که حتی یک نفر از آنها زنده نماند». بله، عرب مسلمان! ببین این آیه یعنی همین: «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً ﴿۲۰۱ بقره ﴾»، من بدبخت یک عمری در جماعت مسلمین این را در قنوت خواندم خدایا در دنیا و آخرت خوبی بده. حالا منطق دین این است. خوبی دنیا چیست؟ کشورگشایی کن، اموالشان را بیاور، زنانشان را بیاور، آنها را هم بکش. این در دنیا حسنه است، «وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً ﴿۲۰۱ بقره﴾» کشته هم شدی به بهشت می‌روی. ببین چه قشنگ رنگ‌آمیزی سیاسی دین است!

«حتی یک نفر از آنها زنده نماند و آنان سی هزار نفر بودند». انگار سعد ابن ابی وقاص قهرمان مجاهدین اسلام اسپری حشره‌کش را در دستش گرفته فشار داده، سی هزار نفر را بکش! باشد. مگر در اسناد گذشته نداشتیم که پیغمبر خودش سر گوسفند را می‌برید، پایش را روی گردن گوسفند می‌گذارد؟ اینها ثبت نشده بود؟ تو دلت می‌آید که گوسفند را بکشی؟ خیلی‌ها هستند گوسفند را می‌خواهند بکشند رویشان را برمی‌گردانند، این جاندار است، این حیات دارد، این چاقوی تیز را بر گردنش حس می‌کند.

«وَ اَمَّا الْمُقْتَرِنُونَ فَاِنَّهُمْ جَشِعُوا فَتَهَافَتُوا فِي الْعَتِيقِ فَوَخَزَهُم الْمُسْلِمُونَ بِرِمَاحِهِمْ …الی آخر».

«اَصَابَ اَهْلَ فَارِسَ یَوْمَئِذٍ بَعْدَ مَا انْهَزَمُوا مَا اَصَابَ النَّاسَ قَبْلَهُمْ قُتِلُوا حَتَّى اِنْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَ الْمُسْلِمِینَ لَیَدْعُو …».

کتاب تاریخ طبری جلد ٣ صفحه ۵۶٩ است.

یک ادامه هم دارد: به ایرانیان بعد از شکست ایران در قادسیه مصائبی رسید که قبلاً در جاهلیت علیه مردم انجام می‌شد به طوری که مردی از سپاه مسلمان مردی از اسیران ایرانی را صدا می‌زد و پس از آنکه آن مرد ایرانی نزد او می‌آمد و در مقابلش می‌ایستاد گردنش را می‌زد. حال می‌کند، وحشی است خوشش می‌آید. الان برای شما نخواندم؟ آیا سند نبود که سردار بزرگ اسلام خالد ابن ولید برای جنگ که می‌آمد عجله داشت؟
«حتی در مواردی سلاحش را می‌گرفت و او را با همان سلاح خودش می‌کشت، حتی بدتر از اینها، دو نفر از اسیران ایرانی را در مقابل هم قرار می‌دادند و به آنها دستور می‌دادند که با یکدیگر بجنگندتا یکی دیگری را بکشد. همچنین دو گروه از اسیران ایرانی را مجبور می‌کردند به جنگ و کشتار یکدیگر بپردازند».

خوب دقت کن! در روم باستان گلادیاتورها باهم جنگ می‌کردند، این فیلم‌ها را شما دیدید که دو نفر را می‌آوردند جلوی همدیگر، اینقدر باید همدیگر را می‌زدند که یکی از آنها کشته می‌شد، حالا مانند همین!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا